الْمَحَلُّ نقيض المرتحل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص26) 
مبلغ المسافر حيث يريد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص28) 
نَقيضُ المُرْتَحَلِ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَصْدَرٌ كالحُلُوْلِ و الحَلِّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج2 , ص314) 
جاى درآمدن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص791) 
نقيض المُرتَحَل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مكان الحُلُول 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص147) 
نقيض المُرْتَحَل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الآخرة و المُرْتَحَل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص285) 
ج مَحَلاَّت و مَحالّ:مَوْضِع:«مَحَلُّ الإقامة»، «مَحلُّ الوِلادة»،«مَحلُّ العَمَل» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَرْكز عَمَل كالمَحلاَّت التِّجاريَّة ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَكان جُلوس،مَجْلِس،مَقْعَد: «اِحْتلَّ المُشاهِدون جميع المَحلاَّت»،«مَحلٌّ في سيَّارة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
موضوع:«مَحلُّ اِلْتِزام» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خلَفه،تولَّى الأمرَ من بعده:«حَلَّ مَحَلَّ أبيه في إدارة المَعْمَل» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قام مَقامَه،نابَ عنه:«إذا تَغَيَّبَ الرَّئيسُ يحُلُّ نائبُه مَحَلَّه» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سَدَّ مسدَّه، عوَّض عنه أو اسْتُعمِل بدلاً منه: «العَسَلُ يَحُلُّ مَحَلَّ السُّكَّر» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مُناسِب: «مُلاحظةٌ في مَحَلِّها» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
في وَقْته،في أَوانه:«جاء هذا المَسْعى في مَحَلِّه» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص319) 
المكان الذي يُحَلُّ فيه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم المفصل في الجموعالمعجم المفصل في الجموع
, ص403) 
مصدر حَلَّ حَقِّي عليهِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص711) 
نقيض المرتحَل كقولهِ: اِنَّ مَحَلاًّ و اِنّ مُرْتحَلاً و انّ في السَفْرِ ما مَضى مَهَلا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص805) 
مصدرٌ ميمىٌّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
المكان الذى يُحَلُّ فيه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(ج) مَحَالُّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
محلُّ الإِعْراب (فى النحو) :ما يستحقُّه اللفظ الواقع فيه من الإِعْراب لو كان معرباً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص194) 
ج.-ات،مَحالّ :مكان، محل،جايگاه،جا،موضع،مركز،نقطه؛محل اقامت،اقامتگاه؛مركز كسبوكار،محل تجارت، تجارتخانه،شركت،بنگاه تجارى،فروشگاه،مغازه؛ موضوع يا انگيزۀ چيزى(مثلاً:بحث،تمجيد، مناقشه...)؛دنده(اتومبيل). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص137) 
المَكَانُ الذي تَحِلُّه و تَنْزِلُه و يكونُ مَصْدراً جَمْعُه المَحَالُّ ، و جَمْعُ المَحَلَّةِ مَحَلاَّت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج14 , ص167) 
بِفَتْحِ الْحَاءِ و الكَسْرُ لُغَةٌ حَكَاهَا ابْنُ الْقَطَّاعِ مَوْضِعُ الْحُلُولِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ص147) 
و الْمَحَلُّ أيضاً: المكان الذى تَحُلُّهُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج4 , ص1672) 
قلت: و يكون المَحَلّ الموضع الذي يُحل به، و يكون مصدراً، و كلاهما بفتح الحاء; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص279) 
جمع المحلّ محالّ . ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
يقال: مَحَلّ و محلَّة بالهاء; كما يقال: منزِل و منزلة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص280) 
يقال المحلّ : الذي يحلّ لنا قتاله، و حرمالمحرم: الذي يحرم علينا قتاله. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص281) 
و مَحَلُّ القوم و مَحَلَّتُهم :موضع حلولهم . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص101) 
نقيض المُرْتَحَل; و أَنشد: إِنَّ مَحَلاًّ و إِن مُرْتَحَلا، و إِنَّ في السَّفْر ما مَضَى مَهَلا ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الموضع الذي يُحَلُّ فيه و يكون مصدراً، و كلاهما بفتح الحاء لأَنهما من حَلَّ يَحُلُّ أَي نزل، و إِذا قلت المَحِلّ ، بكسر الحاء، فهو من حَلَّ يَحِلُّ أَي وَجَب يَجِب ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
نقيض المُرْتَحَل; ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الآخرة و المُرْتَحَل; و أَراد بالسَّفْر الذين ماتوا فصاروا في البَرْزَخ، و المَهَل البقاء و الانتظار; قال الأَزهري: و هذا صحيح من قول الخليل... ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قال: و يكون المَحَلُّ الموضع الذي يُحَلُّ فيه و يكون مصدراً، و كلاهما بفتح الحاء لأَنهما من حَلَّ يَحُلُّ أَي نزل، و إِذا قلت المَحِلّ ، بكسر الحاء، فهو من حَلَّ يَحِلُّ أَي وَجَب يَجِب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج11 , ص163) 
المَحَلاّتُ العُمُومِيَّةُ و التِجارِيَّة مراكز عمومى و بازرگانى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص137) 
المَحَلّ التجاريّ تجارتخانه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مؤسسۀ بازرگانى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص791) 
اِسْمُ الْمَحَلّ آدرس بازرگانى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص791) 
مَحَلَ فرودآمدنگاه و جاى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1284) 
نقيض المرتحَل. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص279) 
مَحَلَّه ج مَحَلاَّت و مَحالّ:مجتمع سَكَنيّ محدود في مدينة،حيّ:«يَقْطُنُ في مَحلَّة من العاصمة فقيرة» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص319) 
مَحَلُّ الإِعْراب في النَّحو ما يَسْتحقُّه اللَّفظ الواقع فيه من الإعراب لو كان مُعْرَبًا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص319) 
لا أَرىٰ مَحَلاًّ لِعَجَبٍ هيچ دليلى براى تعجب نمىبينم،هيچ جاى شگفتى نيست،تعجبى ندارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص137) 
فى غَيْرِ مَحَلِّهِ غير مناسب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص791) 
نامناسب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص792) 
نه در جاى خود،نه در جاى مناسب،نابهجا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص137) 
مَحَلٌّ هَنْدَسيّ هُو الشَّكْل الَّذي ترسمه نُقْطة في تحرُّكها مُقيّدة بقُيُود مُعيَّنة في مُسْتَوٍ أَو هُو السَّطْح الَّذي ترسُمُه نُقْطة في تَحرُّكها مُقيّدة بقُيُود مُعيّنة في الفراغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص319) 
مَحَلُّ اللَّهْو اماكن لهو و لعب ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كاباره 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص791) 
مَحَلُّ الملاهى اماكن لهو و لعب ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كاباره 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص791) 
صَادَفَ مَحَلَّهُ مناسب و ملايم بود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص792) 
مناسب بود،درخور بود،به موقع بود،بهجا بود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص137) 
لاَ مَحَلَّ له محلّى ندارد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مورد قبول نيست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص792) 
كان في مَحَلِّهِ مناسب بود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص791) 
در جاى خود بود،در جاى مناسب بود،بهجا بود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص137) 
مَحَلُّ إقامة مَوْضِع سَكَن مُعْتَبَر قانونًا المَكان الرَّسميّ الَّذي يَحُقّ فيه للمُواطِن مُمارسة حقوقه،و القِيام بواجباته 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص319) 
لا مَحَلَّ لـ هيچجايى براى... وجود ندارد،محلى ندارد،جايى ندارد،محلى از اعراب ندارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص137) 
فى مَحَلِّهِ في مكانه الصَّحيح،المناسب:«عيَّنوا كلَّ واحدٍ في مَحَلِّه» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص319) 
به جاى او،بهجاى آن چيز،عوض او، عوض آن چيز. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص137) 