واجَهَ قَابل وَجْهًا لوَجْه، تصدّى،قاوم،جابه:«واجه خطرًا»،«واجه صعُوبات»،«واجه عَدوًّا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قابَل بين اثنين أو أكثر، جَمَع وَجْهًا لوجه:«واجَه المُتَّهمَين»،«واجَه الشُّهودَ بعضَهم ببعض» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
نشأ،ظهر فجأَةً:«واجَهَته صُعُوبة» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1510) 
رُوى با رُوى كرْد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص819) 
واجه فلانٌ فلاناً: إِذا جعل وجهه تلقاء وجهه . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج11 , ص7084) 
وَاجَهَهُ با او روبهرو شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص971) 
مواجهة، و وِجاهاً:قابل وجهَه بوجهه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
استقبله بكلام أَو وجهٍ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص1015) 
رودررو شدن،مقابله كردن،مواجهه كردن(با كسى)،برگشتن(به روى كسى)؛مقابله كردن،مواجه شدن(با مسئلهاى،دشوارىاى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص76) 
مقابل(چيزى)بودن،جلوى(كسى) بودن؛روبهروى(جايى)قرار داشتن؛روبهرو شدن،رخبهرخ شدن(با كسى يا چيزى)،ديدار كردن،مصاحبه كردن،گفتوگو داشتن(با كسى)، حضور يافتن(نزد كسى)،ملاقات كردن(كسى را)؛برخورد كردن،مواجه شدن(مثلاً:با مسئلهاى)؛ايستادن،قد علم كردن،شاخبهشاخ شدن(با كسى يا مثلاً:با خطرى)؛موضع گرفتن (در برابر چيزى)؛در نظر داشتن،مدّنظر قرار دادن(چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص735) 
وَاجَهْتُهُ إِذَا اسْتَقْبَلْتَ وَجْهَهُ بِوَجْهِكَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ج2 , ص649) 
وَاجَهْتُ زيدا في الشارع أو في دائرته قابلته 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص811) 
وَاجَهَهُ مُواجهة و وِجاها اَي: قابل وجهَهُ بوجههِ و يقال «لقيهُ مُواجَهَةً و وجاهاً» اَي: قابَلَ وجههُ بوجههِ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص727) 
واجَهَ الأشياءَ كَما هى با مسائل همچنان كه هستند برخورد كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص735) 
واجَهَ المُتَّهَمِين متهمان را روبهرو كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص735) 
واجَهَهُ بِقَوْلِهِ بىپرده به او چنين گفت كه.... 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص735) 
واجَهَ الخَطَرَ با خطر مواجه شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص735) 
وَاجَهَه بِأَن بىپروا اظهار داشتن،بىرودربايستى گفتن(به كسى كه...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص735) 
وَاجَهَه بـ روبهرو كردن(كسى را با كسى ديگر). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص735) 