فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ وَ حَيْثُ مٰا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ (آیه 144/سوره البقرة) 
الوجه: وجهُ الإِنسان و غيره معروف، و جمعه وجوه و أوجه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج11 , ص7069) 
فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى اَلْمَرٰافِقِ (آیه 6/سوره المائدة) 
معنى اصلى وَجْه همان چهره و صورت است از آنجا كه وجه يا صورت نخستين عضويست كه بنظر مىآيد و شريفترين عضو ظاهر بدن است براى برخورد اوليه از هر چيزى به كار رفته است و براى بهترين و اولين شكل هر چيز بهكارمىرود مىگويند - وجه كذا - و وَجْهَ اَلنَّهٰارِ - روى آن چيز و چهرۀ روز. و چهبسا از ذات هم به وَجْه تعبير شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص422) 
أصل اَلْوَجْهِ الجارحة لمّا كان اَلْوَجْهُ أوّل ما يستقبلك، و أشرف ما في ظاهر البدن استعمل في مستقبل كلّ شيء، و في أشرفه و مبدئه، فقيل: وجه كذا، و وجه النهار. و ربّما عبّر عن الذّات بِالْوَجْهِ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص855) 
وجه: چهره روى. صورت. در مجمع و قاموس و مصباح گفته: «اَلْوَجْهُ: مستقبل كلّ شىء» وجه روى هر چيز است كه با آن روبرو شوند. راغب ميگويد: وجه در اصل صورت و چهره است. . . و چون صورت اولين چيزى است كه با تو روبرو ميشود و نيز از همه اعضاء بدن اشرف است لذا بمعنى روى هر چيز، اشرف هر چيز، اوّل هر چيز، بكار رفته است. على هذا وجه در اصل بمعنى صورت و ثانيا بمعنى روبرو شده هر چيز و اشرف هر چيز. . . آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج7 , ص184) 
الوَجْهُ: معروف، و الجمع الوُجُوه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج13 , ص555) 
وجْهُ كُلِّ شىءٍ: مُسْتَقْبَلُه. و الجمع أوْجُهٌ و وُجُوهٌ. قال اللِّحيانِىُّ: و قد تكون الأوْجُه للكثِير. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج4 , ص396) 
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ (آیه 106/سوره آل عمران) 
يقال: بيَّض اللّٰه وجهك: أي سرَّك بشرفٍ في الجاه؛ و من ذلك قيل في العبارة: إِن وجه الإِنسان جاهه قال اللّٰه: تعالى: يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
وجه كل شيءٍ أفضله. يقال: هذا وجه القوم؛ و منه قولهم: يا وجه العرب. و هذا وجه الرأي. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج11 , ص7071) 
وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ (آیه 29/سوره الأعراف) 
معنى اصلى وَجْه همان چهره و صورت است از آنجا كه وجه يا صورت نخستين عضويست كه بنظر مىآيد و شريفترين عضو ظاهر بدن است براى برخورد اوليه از هر چيزى به كار رفته است و براى بهترين و اولين شكل هر چيز بهكارمىرود مىگويند - وجه كذا - و وَجْهَ اَلنَّهٰارِ - روى آن چيز و چهرۀ روز. و چهبسا از ذات هم به وَجْه تعبير شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص422) 
در آيه اخير گفته شده مقصود همين صورت است صورت استعاره چنانكه مىگوئى - فعلت كذا بيدى - گفتهاند در اين آيه - اقامت همان پايدارى است و وجه هم همان توجه معنى آن است كه مىفرمايد(عبادتتان را در نمازها براى خدا خالص گردانيد) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص423) 
أصل اَلْوَجْهِ الجارحة لمّا كان اَلْوَجْهُ أوّل ما يستقبلك، و أشرف ما في ظاهر البدن استعمل في مستقبل كلّ شيء، و في أشرفه و مبدئه، فقيل: وجه كذا، و وجه النهار. و ربّما عبّر عن الذّات بِالْوَجْهِ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص855) 
قد قيل: أراد به الجارحة، و استعارها كقولك: فعلت كذا بيدي، و قيل: أراد بالإقامة تحرّي الاستقامة، و بالوجه التّوجّه، و المعنى: أخلصوا العبادة للّه في الصلاة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص856) 
وَ تَغْشىٰ وُجُوهَهُمُ اَلنّٰارُ (آیه 50/سوره إبراهيم) 
معنى اصلى وَجْه همان چهره و صورت است از آنجا كه وجه يا صورت نخستين عضويست كه بنظر مىآيد و شريفترين عضو ظاهر بدن است براى برخورد اوليه از هر چيزى به كار رفته است و براى بهترين و اولين شكل هر چيز بهكارمىرود مىگويند - وجه كذا - و وَجْهَ اَلنَّهٰارِ - روى آن چيز و چهرۀ روز. و چهبسا از ذات هم به وَجْه تعبير شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص422) 
أصل اَلْوَجْهِ الجارحة لمّا كان اَلْوَجْهُ أوّل ما يستقبلك، و أشرف ما في ظاهر البدن استعمل في مستقبل كلّ شيء، و في أشرفه و مبدئه، فقيل: وجه كذا، و وجه النهار. و ربّما عبّر عن الذّات بِالْوَجْهِ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص855) 