مَرَّ، يَمَرُّ مَرَّ نَومُه من المَرَارةَ ، يَمَرُّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص241) 
مَرَّ يَمُرُّ قال ابن سيده مرَّ يَمُرُّ مَرًّا و مُروراً جاء و ذهب، و مرَّ به و مَرَّه : جاز عليه; و هذا قد يجوز أَن يكون مما يتعدَّى بحرف و غير حرف، و يجوز أَن يكون مما حذف فيه الحرف فأُوصل الفعل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ذهَبَ، و استمرّ مثله. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص165) 
مَرَّ يَمُرُّ من المُرُور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص474) 
قال الأَزهريُّ: جعله من مَرَّ يَمُرُّ إِذا ذَهَب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص478) 
قال الفَرّاء: معناه: سَيَذْهب و يَبْطُل، من مَرّ يَمُرّ ، إذا ذَهَب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص141) 
قلت: جعله من « مَرّ يَمُرّ »، إذا ذهب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص143) 
مَرَّ يَمُرُّ مَرّا ،و مُرُورًا :جازَ،و ذَهَبَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج10 , ص247) 
مَرَّ يَمُرُّ مَرّاً و مُروراً قال ابنُ سِيدَه: مَرَّ يَمُرُّ مَرًّا و مُروراً : جاءَ و ذَهَب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص473) 
فَلَمّٰا تَغَشّٰاهٰا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ لم يثقل عليها فتحرَّكت به و قامت و قعدت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص862) 
أَي اسْتمرَّت به يعني المَنِيَّ. قيل: قَعَدتْ و قامَتْ فلم يُثْقِلْهَا فلمَّا أَثْقلَت أَي دَنا وِلاَدُها. قاله الزجَّاج. و قال الكلابيُّون: حَمَلتْ حَمْلاً خفِيفاً فاسْتمَرَّتْ به أَي مَرَّت و لم يَعْرِفُوا فمَرَّت به 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص473) 
مَرَرْتُ بِزَيْدٍ وَ عَلَيْهِ مَرّاً و مُرُوراً و مَمَرّاً اجْتَزْتُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ج2 , ص568) 
مرَّ الرجلُ مَرّا و مُرُوْرا و مَمَرّا جاز و ذهب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص187) 
مَرَّ مَرارَةً فَهُوَ مُرٌّ وَ اَمَرَّ تلخ شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص741) 
مَرَّ عليه يَمُرُّ مَرًّا و مُرُوراً جاز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص473) 
مَرَّ الدَّهْرُ مَرّاً و مُرُوراً ذَهَبَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ج2 , ص568) 
مَرَّ بِهِ (عليه) مَرَّ الكِرامِ كريمانه بر آن گذشت، بزرگوارانه از سر آن گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ الطّعامُ يَمَرُّ فهو مُرُّ قال ابنُ الأَعْرَابيّ: مَرَّ الطعامُ يَمَرُّ فهو مُرُّ و أَمَرَّهُ غَيْرُه و مَرَّهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص474) 
مَرَّ بِتَطَوُّراتٍ جِذْرِيَّةٍ تحولاتى ريشهاى را پشت سر گذاشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
يَمُرُّ زيدٌ بوالديه يوميا (مَرَّ «به أو عليه») "يزورهما،يذهب إليهما" 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص703) 
مرَّ بالبَال أو في البَال خَطَر بالبَال 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1330) 
مَرَّ عَلَيْهِ بِبَصَرِهِ نگاهى گذرا به آن انداخت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّتِ السِنونُ على ذلكَ ساليانى بر آن گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَرْتُ علىٰ البَعِيْرِ شَدَدْت عليه المِرَارَ من اللِّيْفِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج10 , ص220) 
مرر و قال الطَّائِىُّ : مَررتُ على البَعِير: شَدَدْنا عليه بالمِرَارِ، يَمُرُّه . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص232) 
مرَّ كالخيال أو كالظِّلّ كان عابرًا، سريع الزَّوال 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1330) 
مَرَّ زيدٌ من هذا الشارع جاز و ذهب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص703) 
مَرَّ مَرّاً و مُرُوراً ذَهَبَ كاسْتَمَرَّ و قال ابنُ سِيدَه: مَرَّ يَمُرُّ مَرًّا و مُروراً : جاءَ و ذَهَب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص473) 
مَرَّ الأَمر أَو فلانٌ مَرًّا، و مُرُورًا، و مَمَرًّا: جاز و ذهب و مضى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص862) 
مَرَّ البعيرَ مَرّ ا شدَّ عليه المَرَّ:الحبل. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص862) 
مَرَّ القربَة و نحوَها ملأَها. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص862) 
مَرَّ الرجلُ بَعِيرَهُ قال الزَّجَّاجُ: مَرَّ الرجلُ بَعِيرَهُ و كذا أَمَرَّ على بَعِيره إِذا شدَّ عليه المِرَارَ بالكسر و هو الحَبْل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص477) 
مرَّ الشيءُ مَرَارَة صار مُرّاً ضدُّ حلا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص187) 
مَرَّ بعيرَهُ مَرّا شدَّ عليهِ المَرَّ اَي: الحبل و (مُرَّ) بهِ مَرّاً و مِرَّةً مجهولاً: غلبت عليهِ المِرَّة فهو (مَمْرور). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص187) 
مَرَّ مَرَّ البَرْق چون برقوباد گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ مَرَّ الكِرام با بىاعتنايى گذشت؛ كريمانه گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
كَمَا مَرّ بِنَا همچنانكه از سوى ما گذشت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص802) 
چنان كه قبلاً ذكر كرديم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ بِمَرْحَلَةٍ مرحلهاى را پشت سر گذاشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
جَعلْته يَمُرُّ يُقَال: أَمْرَرْتُ الشيءَ إِمْرَاراً إِذا جَعلْته يَمُرُّ أَي يَذْهب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص473) 
مَرَّ علىٰ فلانٍ أي مَكَارِهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج10 , ص219) 
جاز عليه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص862) 
مَرّ ذِكْرُهُ از نامبرده ياد شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص802) 
پيش از اين دربارهاش صحبت كرديم،پيش از اين ذكر شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ (مَرَارَة ):تلخ بودن(يا شدن). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص643) 
(مَرّ ،مُرُور ،مَمَرّ ):گذشتن،رفتن،طى شدن،سپرى شدن(زمان)؛عزيمت كردن،رهسپار شدن؛ گشتن،راه رفتن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص641) 
( مرَّ ) الأمرُ و ( استمَّر ): أي مضى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المغرب في ترتیب المعربالمغرب في ترتیب المعرب
, ج2 , ص263) 
منه قيل: مَرّ يَزعَب بِحمله، إذا كان يَتَدَافع. قاله الأَصمعيّ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص212) 
يقال: مَرّ هذا الطعام في فَمِي، أي صار مُرّاً . و كذلك كُل شيء يَصِير مُرّاً . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص142) 
قال: و لم يَعْرف الكسائيّ « مَرّ اللحم» بغير ألف; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص143) 
مرر الاستمرار : استمر :أي مَرَّ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص6205) 
و مارَّه : مَرَّ مَعَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج10 , ص248) 
قالَ :و لم يَعْرِف الكِسائِىُّ : مَرَّ اللَّحْمُ ،بغَيْرِ أَلِفٍ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج10 , ص249) 
و الأصل الآخر أمَرَّ الشَّيءُ يُمِرّ و مَرّ ، إذا صار مرًّا . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم مقاییس اللغةمعجم مقاییس اللغة
, ج5 , ص270) 
مرر - مَرَّ مَرّاً و مُروراً : جازَ، و ذَهَبَ ، - كاسْتَمَرَّ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
- و مَارَّهُ : مَرَّ مَعَهُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج2 , ص221) 
و مرّ فلان، و أمررته :أمضيته. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
و مرّ الأمرُ و استمرّ :مضى; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص588) 
گذشت و رفت ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تلخ شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص802) 
ذَهَبَ،و استمرّ مثله 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص548) 
جاز و ذهب ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صار مُرًّا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص753) 
-مَرًّا و مُرورًا و مَمرًّا: ذَهَب:«مَرّ الصَّيّاد من هُنا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جاز، عَبَر:«مرّ المَوكِب» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سار،جال في الطُّرقات:«مرَّت السَّيَّارات» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اِنْقَضَى،مضَى:«مَرَّت سِنُون»، «مَرَّت حياة»،«مرَّ الوقت» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
إجتاز: «مرّ بالمروج»،«مشروع يمرّ بفترة ركود» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اِمْتدّ عَبْرَ:«طريق يَمرّ ببلد» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جاز،عانَى:«مَرّ بتجارب» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
غَفَل عن،نَسي:«مرَّ على كلمة لم ينتبه لها» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
--مَرارةً:كان أو صار مُرًّا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1330) 
بگذشت،مُرُواً وَ مَرّاً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص741) 
مَرَّ الشَّيْءُ يَمَرُّ مَرارَةً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص548) 
(كملَّ) مَرَارةً:صار مُرًّا. فهو مَرِيرٌ. (ج) مِرارٌ. و هى مَريرةٌ: (ج) مَرَائرُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص862) 
يُقَال: مَرَّ الشَّيْءُ و استَمَرَّ و أَمَرَّ من المَرَارَة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص479) 
فالأوّل مرّ الشيء يمُرّ ، إذا مضَى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم مقاییس اللغةمعجم مقاییس اللغة
, ج5 , ص270) 
مَرَّ مَرَارَةً صار مُرًّا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص753) 
مَرَّ بِسَلامٍ بسلامت رفت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص802) 
خوب درآمد،به خوشى گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ كالبَرْق مرَّ سريعًا جدًّا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1330) 
مُرَّ الشَّخْص غَلَبت عليه مِرَّته و هاجت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1330) 
مَرَّ الطّعامُ صار مرّا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص703) 
قال: و قال بعضُهم: مَرّ الطعّام يَمَرُّ مَرَارةً . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص142) 
ثَعلب، عن ابن الأَعْرابيّ : مَرّ الطّعَامُ يَمَرّ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص143) 
مررمرَّ و أمرَّ و يقال: مرَّ الطعامُ و أمرَّ ،إذا صار مرًّا ،و أمرَّ أكثر في اللغة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1259) 
مررمرّ و أمرّ و مَرَّ الطعامُ و أمرَّ ،إذا صار مرًّا . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1267) 
مَرَّ بِشارِعٍ از خيابانى گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ يَفْعَلُ ادامه دادن،دنبال كردن،پى گرفتن(كارى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ البعيرَ تنگ را بر شتر سخت بست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص802) 
شدَّ عليهِ المَرَّ اي الحبل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص753) 
قد مُررْتُ به قال الّلحْيانيّ: و قد مُررْتُ به مجْهولاً أَي على صِيغة فِعْل المفْعُول أُمَرُّ مَرّاً بالفتْح و مِرَّةً بالكسْر: غَلَبَتْ عليَّ المِرَّةُ و قال مَرَّةً : المَرُّ المَصْدرُ و المِرَّةُ الاسمُ كما تقُول: حُمِمْتُ حُمَّى و الحُمَّى الاسْمُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص476) 
مَرَّتْ بِهِ من المُرُوْرِ و الاخْتِلاَفِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج10 , ص218) 
قال الكلابيون: حَمَلَتْ حَمْلاً خَفيفاً فاسْتَمَرَّتْ به أَي مَرَّتْ و لم يعرفوا فَمَرَّتْ بِهِ قال الزجاج في قوله فَمَرَّتْ بِهِ : معناه استمرتّ به قعدت و قامت لم يثقلها فَلَمّٰا أَثْقَلَتْ أَي دنا وِلادُها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص165) 
مُرَّ بفلانٍ صفرا و زرد آب و يا بلغم بر او غلبه كرد و بهيجان در آمد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص802) 
غلبت عليهِ المِرَّة و هاجت،فهومَمرُور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص753) 
مَرًّا و مِرَّةً:غَلَبَتْ عليه المِرَّةُ و هاجت. فهو ممرور. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جاز عليه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص862) 
مَرَّ فلاناً جاز عليه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص862) 
مَرَّ أَمامَ از جلوى(كسى)گذشتن؛سان ديدن(نظ.)؛آمدن، رفتن(از جايى،از كنار چيزى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مُرَّ زَيداً أَمَّا ابنُ الأَعرابيّ فقال: مُرَّ زَيداً في معنى مُرَّ به لا على الحَذْف و لٰكن على التَّعدّي الصحيح أَلا تَرَى أَنّ ابن جنّي قال: لا تقول مَررْتُ زيداً في لغة مشهورة إِلّا في شيءٍ حكاه ابنُ الأَعرابيّ، قال: و لمْ يَروِهِ أَصحابُنا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص473) 
مَرَّ عليه از آن گذشت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص802) 
اجتاز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص753) 
أَي اجتاز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص548) 
جاز عليهِ قال سيبويهِ في مررت بزيد انهُ لصوق بمكانٍ يقرب منهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص187) 
أَي اجتاز. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص165) 
و مَرَّ عليه و به يَمُرُّ مَرًّا و مُرُورًا : ذهَبَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج2 , ص815) 
مرر مَرَّ : مرَّ عليه،و مرَّ به:بمعنىً ،قال اللّٰه تعالى: 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص6196) 
و مرّ عليه العيشُ و أمرّ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص589) 
مَرَّ فوقَ از فراز (جايى)گذشتن،پرواز كردن(هواپيما،از فراز ناحيهاى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَرْتُهُ أَمَرَّ الشَّىءُ بالْأَلِفِ فَهُوَ مُمِرٌّ و مَرَّ يَمَرُّ مِنْ بَابِ تَعِبَ لُغَةٌ فَهُوَ مُرٌّ و الْأُنْثَى مُرَّةٌ و جَمْعُهَا مَرَائِرُ عَلَى غَيْرِ قِيَاسٍ وَ يَتَعَدَّى بِالْحَرَكَةِ فَيُقَالُ مَرَرْتُهُ مِنْ بَابِ قَتَلَ وَ الاِسْمُ اَلْمَرَارَةُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ج2 , ص568) 
يَمُرُّ أَي يذهب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص165) 
بعضُهم: يَمُرّ . و لقد مَرِرْت يا طَعَام. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص142) 
- و أمَرَّهُ به: جَعَلَهُ يَمُرُّ به. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج2 , ص221) 
مَرَّ على گذشتن(بر كسى)، رد شدن(از كنار كسى يا چيزى). ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(از ميان چيزى يا جايى)گذشتن،طى كردن، پشت سر گذاشتن(جايى را،نيز:مرحلهاى، مسافتى،وضعى،حالتى را). ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
رد شدن(از مرز،خط،كوه...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ به از آن گذشت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص802) 
اجتاز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص753) 
أَي اجتاز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص548) 
جاز عليهِ قال سيبويهِ في مررت بزيد انهُ لصوق بمكانٍ يقرب منهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص187) 
أَي اجتاز ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قال ابن سيده مرَّ يَمُرُّ مَرًّا و مُروراً جاء و ذهب، و مرَّ به و مَرَّه : جاز عليه; و هذا قد يجوز أَن يكون مما يتعدَّى بحرف و غير حرف، و يجوز أَن يكون مما حذف فيه الحرف فأُوصل الفعل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص165) 
مَرَّهُ و مَرَّ به: جازَ عَلَيْه؛ و هٰذا قد يَجُوز أَن يكون ممّا يتعدّى بحَرْفٍ و غيْرِ حرف و يَجُوز أَن يكون مِمَّا حُذِف فيه الحرفُ فأُوصِلَ الفِعْل و على هٰذين الوَجهَين يُحمل بيت جَريرٍ: تَمُرُّون الدِّيَارَ و لمْ تعُوجُوا كلامُكمُ عَليَّ إِذاً حَرَامُ و قال بعضُهُم: إِنّمَا الرّوايةُ: مَرَرْتُم بالدِّيار و لم تَعُوجُوا فدَلَّ هٰذا على أَنّه فَرِقَ مِن تَعَدِّيه بغير حرْف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص473) 
مرر مَرَّ : مرَّ عليه،و مرَّ به:بمعنىً ،قال اللّٰه تعالى: 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص6196) 
جازَ عَلَيْهِ . و هذا قد يَجُوزُ أَن يكونَ مِمّا يَتَعَدَّى بحَرْفٍ ،و غيرِ حَرْفٍ . ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
و أَمَّا ابنُ الأَعْرابِىِّ فقالَ :« مَرَّ زَيدًا»فى مَعْنى« مَرَّ بهِ »لا عَلَى الحَرْفِ ،و لكِن على التَّعَدِّى الصَّحِيحِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج10 , ص247) 
يَمُرُّه قال الطَّائِىُّ: مَررتُ على البَعِير: شَدَدْنا عليه بالمِرَارِ، يَمُرُّه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص232) 
مَرَّ بـ گذشتن(بر كسى)، رد شدن(از كنار كسى يا چيزى). ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(از ميان چيزى يا جايى)گذشتن،طى كردن، پشت سر گذاشتن(جايى را،نيز:مرحلهاى، مسافتى،وضعى،حالتى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ من (از ميان چيزى يا جايى)گذشتن،طى كردن، پشت سر گذاشتن(جايى را،نيز:مرحلهاى، مسافتى،وضعى،حالتى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّ فى عبور كردن، خارج شدن(از منطقهاى،كشورى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص642) 
مَرَّهُ از آن گذشت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص802) 
اجتاز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص753) 
جاز عليهِ قال سيبويهِ في مررت بزيد انهُ لصوق بمكانٍ يقرب منهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص187) 
قال ابن سيده مرَّ يَمُرُّ مَرًّا و مُروراً جاء و ذهب، و مرَّ به و مَرَّه : جاز عليه; و هذا قد يجوز أَن يكون مما يتعدَّى بحرف و غير حرف، و يجوز أَن يكون مما حذف فيه الحرف فأُوصل الفعل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص165) 
مَرَّهُ و مَرَّ به: جازَ عَلَيْه؛ و هٰذا قد يَجُوز أَن يكون ممّا يتعدّى بحَرْفٍ و غيْرِ حرف و يَجُوز أَن يكون مِمَّا حُذِف فيه الحرفُ فأُوصِلَ الفِعْل و على هٰذين الوَجهَين يُحمل بيت جَريرٍ: تَمُرُّون الدِّيَارَ و لمْ تعُوجُوا كلامُكمُ عَليَّ إِذاً حَرَامُ و قال بعضُهُم: إِنّمَا الرّوايةُ: مَرَرْتُم بالدِّيار و لم تَعُوجُوا فدَلَّ هٰذا على أَنّه فَرِقَ مِن تَعَدِّيه بغير حرْف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص473) 
قال ابنُ الأَعْرَابيّ: مَرَّ الطعامُ يَمَرُّ فهو مُرُّ و أَمَرَّهُ غَيْرُه و مَرَّهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص474) 
- مَرَّهُ ، - و - به: جازَ عليه. - و امْتَرَّ به، 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج2 , ص221) 
يُمَرُّ أَصلُ المِرَارِ : الفَتْلُ لأَنَّهُ يُمَرُّ أَي يُفْتَلُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص479) 