الدَّاحُ عكس و تصوير كاريكاتورى كه براى كودكان رسم كنند. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
دستبند محكم و تافته 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص381) 
الوشى و النقش ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الثوب الموشّى المنقوش ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الوشى و النقش يُلَوَّح به للصبيان يُشْغَلون به ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سوار ذو قُوىً مفتولة ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ضرب من الطيب مائع فيه صفرة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص302) 
سِوارٌ ذو قوًى مفتولة ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
نقش يُلَوَّح بهِ للصبيان يعلَّلُون بهِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص228) 
نَقْشٌ يُلَوَّحُ به للصبيان يُعَلَّلونَ به 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص429) 
نَقْشٌ يُلوَّحُ به للصِّبيان يُعَلَّلونَ به ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سِوَارٌ ذُو قُوًى مَفْتُولةٍ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الخَلُوقُ من الطِّيب ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
وَشْيٌ و نَقْشٌ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خُطوطٌ على الثَّوْرِ و غيره 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص37) 
الوشي و النقش و في اللسان نقش يلوَّح بهِ للصبيان يعللون بهِ كقولهِ: يا لابسَ الوشي على شيبةٍ ما اقبحَ الدَاحَ على الشيخِ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سوار ذو قوى مفتولة ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الخلوق من الطيب ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
وشيٌ و خطوط على الثور و غيره. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص249) 
نَقْشٌ يُلَوَّحُ به للصبيان يُعَلَّلونَ به; يقال: الدنيا داحةٌ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص436) 
نَقْشٌ يُلَوَّحُ به للصِبْيانُ يُعَلَّلُونَ به. يقال:الدُّنيا دَاحةٌ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ص361) 
سُوار ذو قُوًى مفتولة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ص348) 
نقش يُلوَّح به للصبيان يُعلَّلون به. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ج2 , ص1313) 
السوار ذو عرى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الموسوعة التیموریةالموسوعة التیموریة
, ص119) 
قال أبو عُمَر: و هذا حرفٌ صحيح في اللُّغَة لم يكن عند أحمد بن يحيى، قال و قول الصبيان الدّاحُ منه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص124) 
دوح الدَّاح ،بالحاء:نقش للصبيان يعللون به. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2188) 
دوح - الدَّاحُ : نَقْشٌ يُلَوَّحُ للصِّبيانِ ، يُعَلَّلونَ به، و منه: الدُّنيا داحَةٌ ، و سِوارٌ ذُو قُوىً مَفْتولَةٍ ، و الخَلوقُ من الطِّيبِ ، و وَشْيٌ ، و خُطوطٌ على الثَّوْرِ و غيرِه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ص301) 
نقشٌ يُلَوَّحُ به للصّبيان يعلَّلونَ به، و السَّوارُ - لغةٌ يمانيَّةٌ - و الخطوط على الثَّور و غيرِهِ ، و الخلوقُ من الطِّيبِ ، و الوشيُ ; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج4 , ص305) 
الدَّاحُ من الأسْوِرَةِ ذو قُوىً مَفْتُوْلَةٍ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
هو الخَلُوْقُ من الطِّيْبِ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
وَشْيٌ و خُطُوْطٌ على الثَّوْرِ و غيرِه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج3 , ص181) 
فُلانٌ يَلْبَس الدَّاحَ أَي المُوَشَّى و المُنَقَّشَ . و جاءَ و عليه دَاحَةٌ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص37) 
و فلان يلبس الداحَ و هو الوشي و النقش; و جاءنا و عليه داحة ; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص197) 
داح نقشى كه بر لوح ميكشند براى بازى كردن كودكان و گياه بوستانافروز از اينجا گفتهاند الدّنيا داحة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ص599) 
داحٌ لِلدَّيسَمِ بوستانافروز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص317) 