تَدَوَّحَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَدَوَّحَ

تَدَوَّحَ البطنُ

شكم نفخ كرد و پائين افتاد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص219)
sourceLink

بمعنى داح
(
المنجد فی اللغة
, ص228)
sourceLink

تَدَوَّحَ بطنُهُ

انتفخ و تدلَّى من سمن اَو علّةٍ مثل انداح.
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص249)
sourceLink

داح
(
المعجم الوسيط
, ص302)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.