نفَّذَ وضَع قَيْدَ العَمَل و أنجَز: «نفَّذ مَشْروعًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تَقيَّد بما قِيلَ له و قَضاه:«نفَّذ أَمْرًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
باشر إجراء شيء و وضعه قيد الاستعمال:«نَفّذ عَقْدًا»،«نفّذ قانونًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
عمل بمُوجَب شيء و طبّقه:«نفّذ مَبْدأ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1434) 
نَفَّذَ المأمورُ حكمَ الاعدام بالمجرم "قام به،أجراه" 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص762) 
نَفَّذّ الكتابَ الى فلانٍ نامه را براى او فرستاد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص925) 
نَفَّذّ السهمَ الرميَّةَ تير را به هدف زد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص925) 
نَفَّذَ الكتابَ الى فلانٍ ارسلهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص824) 
ارسلهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص453) 
نَفَّذَ السهمَ الرميَّةَ جعلهُ ينفذها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص824) 
نَفَّذّ الرجُلُ القومَ از ديگران جلو افتاد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
در ميان قوم راه رفت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص925) 
نَفَّذّ الحاكمُ الامرَ حاكم امر را قضاوت نمود و حكم را اجرا كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص925) 
نَفَّذَ الرجُلُ القومَ جاوزهم و تخلَّفهم ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مشى في وسطهم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص824) 
نَفَّذَ الحاكمُ الامرَ اجراه و قضاه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص824) 
نَفَّذَ الوالي الامرَ قضاهُ و اجراهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص453) 
نَفَّذَ السهمَ اياها جعلهُ ينفذها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص453) 
نَفَّذَ فلانٌ القومَ صار بينهم و قيل خرقهم و مشى في وسطهم ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جازهم و تخلفهم لغة في نفذهم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص453) 
نَفَّذَ السُّلْطَةَ اعمال زور كرد،قدرت (اختيارات)خود را به كار بست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص703) 
نَفَّذَ تَعهداتِهِ به تعهدات خود عمل كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص703) 
نَفَّذَ السَّهْمَ نَفَذَ السَّهْمُ خَرَقَ الرَّمِيَّةَ وَ خَرَجَ مِنْهَا وَ يَتَعَدَّى بِالْهَمْزَةِ و التَّضْعِيفِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ج2 , ص616) 
نَفَّذَ طَلَبَهُ به خواستۀ خود جامۀ عمل پوشاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص703) 
نَفَّذَ الحُكمَ أَخرجه إلى العمل حَسَبَ منطوقه. (مج) . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص939) 
نَفَّذَ إضراباً دست به اعتصاب زد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص703) 