مَهَّدَ رتَّب أَمْرًا و عَمِل على توفير أَسْباب نجاحه:«مَهَّد لمُواجَهة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بسط:«مَهّدَ فراشًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أصلح و بَسَط النَّشَز من الأَرض أو سوّاها بإزالة النَّواتئ و المُرتفعات:«مهّد طريقًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سَهَّل، يَسَّر:«مَهَّد الأُمور» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
هَيَّأ و أَعدّ: «مَهَّد العَمَل» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ذلَّل،بَسّط:«مَهَّد الصُّعوبات» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سوَّى و أَصلَح،أَعدّ: «مَهَّد الطَّريق أو السَّبيل لموضوع»، «مَهّد لمعركة بمناوشات» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1362) 
مهد التمهيد : مهّد الفرش:أي بسطها. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
و مهّد عذره:أي بسطه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
و مهّد له الأمر:أي وطّأه،قال اللّٰه تعالى: 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص6402) 
و مهّد له منزلة سنيّة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص608) 
مَهَّدَهُ مَهَدَهُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص719) 
[التمهید]: پهن كردن، مسطح كردن، صاف كردن؛ گستردن (چيزى را)؛ هموار كردن، تسطيح كردن، فرش كردن، سنگپوش كردن (جاده را)؛ يكنواخت كردن، يكدست كردن (جايى را)؛ درست كردن، روبهراه كردن، مرتب كردن (امرى را). ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[التمهید]: آماده كردن، مهيا كردن، گستردن (بستر را)؛ پاس دادن (الكُرَةَ: توپ را، ل: به كسى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص662) 
مَهَّدْتُ الْأَمْرَ تَمْهِيداً وَطَّأْتُهُ و سَهَّلْتُهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ج2 , ص582) 
مهَّد له السَّبيل أَو الطَّريق سهّل له الأمور و يسَّرها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1362) 
مَهَّدْتُ لَهُ الْعُذْرَ قَبِلْتُهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ج2 , ص582) 
مَهَّدَ لفلانٍ عُذْرَهُ عذر او را قبول كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص876) 
قبلهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص777) 
قبلهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص276) 
مَهَّدَ لِنَفْسِهِ خيرا براى خود كار خوبى آماده كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص876) 
هَيَّأَهُ و قدَّمه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص777) 
قدَّمهُ و هيَّاَهُ و وطَّاَهُ و كذا يقال «مَهَّدَ لهُ منزلةً سنيَّة». 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص276) 
مَهَّدْتُ لنفسي خيرا هيأته و وطأته 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص32) 
مَهَّدَ السَّبِيلَ لـ راه را براى... گشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص662) 
مَهَّدَ له العُذْرَ قَبِلَه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج5 , ص264) 
عذر و پوزش خود را براى او شرح و بسط داد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص876) 
بسطهُ و سهَّلهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص777) 
بسطهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص276) 
مَهَّدَ الصُّعوباتِ دشوارىها را از سر راه برداشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص662) 
مَهَّدت لنَفْسي يقال: مَهَدْتُ لنَفْسي و مَهَّدت أَي جعلت لها مكاناً وَطيئاً سهلاً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص410) 
[الرُّوم: 44] أي يُوطِّئون، و أصل المهد التَّوثير، يقال: مَهَّدتُ لنَفسي، و مهدت : أي جَعَلتُ مكاناً وطيئاً سهلاً، و يقال: مَهَدْتُ لنفسي خيراً: أي هيَّأتُه و وطّأته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص127) 
مَهَدَ وَ مَهّدَ جاى ساخت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص739) 
مَهَّدَ الأَمْرَ وَطَّأَه و سَوَّاه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج5 , ص264) 
امر را درست و آسان و اصلاح كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص876) 
سوَّاه و سهَّلهُ و اصلحهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص777) 
وطَّاَهُ و سهَّلهُ و سوَّاهُ و اصلحهُ قال الراغب «و يتجوَّز بهِ عن بسطة المال و الجاه» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص275) 
وطَّأَهُ و سَهَّلَهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص889) 
و من المجاز: مهّد الأمرَ:وطّأه و سوّاه.و مهّد العُذرَ تمهيداً . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص608) 
مَهَّدَ الفِراشَ فرش را گسترده و پهن كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص876) 
بسطهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص777) 
بسطهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص275) 
مَهَدَهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص889) 
بستر بگسترد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص662) 
و مضجَع مَمهُود و مُمَهَّد ،و مهّد الفراش فامتَهَد و تمهّد ... 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص608) 
مَهَّدَ مقابلةً ترتيب ديدارى (مصاحبهاى) را داد، مصاحبهاى تدارك ديد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص662) 
مَهَّدَ لـ...بـ (بىآنكه مفعول مستقيم بگيرد): راه گشودن، راه باز كردن، تدارك ديدن، مقدمات فراهم كردن (براى كسى با...)؛ آغاز كردن، به كار انداختن، به حركت درآوردن (چيزى را با...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص662) 
مَهَّدَ لـ...ه [التمهید]: آسان كردن، سهل كردن، ميسر كردن (براى كسى كارى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص662) 
مَهَّدَه لـ [التمهید]: قابلگذر كردن، هموار كردن، بىمانع ساختن (راه چيزى يا امرى را براى كسى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص662) 