داهَمَ أتى فجأةً:«داهَمَه المرضُ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
غزا:«داهَمَ العدوُّ المدينةَ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
دَهَمَ:«داهَمَ رجالُ الشُّرْطة فُنْدقًا» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص489) 
داهَمَهُ ناگهان بر او شد و بدون تأمل گفت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص383) 
يورش آوردن،هجوم بردن(بر كسى)؛ به غفلت گرفتن(كسى را)،گريبانگير(كسى)شدن (مثلاً:بيمارى،درد،ياس)؛غافلگير كردن،ناگهان هجوم آوردن،مورد حملۀ ناگهانى قرار دادن (كسى را)،(به درون جايى مثلاً خانهاى)ريختن؛ در رسيدن(قضا و قدر،اجل،مرگ،بر كسى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص205) 