ثَبَّتَ دَعَم:«ثَبَّت الجِسْرُ هَيْكَلَ البناء» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جَمَّد:«ثَبَّت عَجَلات» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قوَّى،مَتَّن،وطَّد: «ثبَّت طاولةً،خُطوطًا حديديَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَنَع عن الحركة:«ثبَّت عُضوًا في بَدَن» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
عالَج بطريقة فنيَّة صورة أَو لوناً ليحفظَهما من التَّغيُّر و الانْحِلال:«ثَبَّتَ لونًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
حوَّل ما هو منقول إلى ثابت:«ثَبَّتَ أَموالاً مَنْقولة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أَعلن صِحَّة أَمر،وافَق عليه،صدَّق عليه:«ثبَّت انْتِخابًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جعَل سائدًا لا يشوبه تعكير:«ثَبَّتَ الأَمْنَ و النِّظامَ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قدَّم حُجَّة لا يُمكن دَحْضها:«ثبَّتت وثيقةٌ صِحَّة شَهادته» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أَيَّد:«ثبَّتتِ الوَقائعُ شُكوكَنا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أقرَّ:«ثبَّت امْتِيازًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
رَسَّخ:«ثبَّت في الذِّهْن» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص161) 
الشىءَ:أَثبته. و - فلاناً:مكَّنه من الثبات عند الشدة. و فى التنزيل العزيز: يُثَبِّتُ اَللّٰهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ اَلثّٰابِتِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص93) 
اَثْبَتَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص212) 
ثَبَتَ الشيءُ يَثْبُتُ ثَباتاً و ثُبوتاً فهو ثابتٌ و ثَبِيتٌ و ثَبْتٌ، و أَثْبَتَه هو، و ثَبَّتَه بمعنىً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص19) 
ثَبَّتَهُ آن چيز را ثابت نگاهداشت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص278) 
و أَثْبَتَه هو، و ثَبَّتَه ، بمعنى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج3 , ص28) 
جعلهُ ثابتاً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص338) 
محكم كردن،استوار كردن ثابت(غير متحرك)كردن(چيزى را)؛استحكام بخشيدن، نيرو بخشيدن،قوت دادن(به چيزى)؛تثبيت كردن(چيزى را)؛تأكيد كردن،تأييد كردن (چيزى را)؛ابقا كردن(كسى را در مقامى)؛ثابت كردن،مدلّل كردن،روشن كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص67) 
ثبتَ الشَّيءُ دَامَ و اسْتَقَرَّ...و يَتَعَدَّى بالْهَمْزَةِ و التَّضْعِيفِ فيُقَالُ أَثبَتَهُ و ثَبَّتَهُ و الاسمُ الثبَاتُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ص80) 
ثَبَتَ الشيءُ ثَبَاتاً و ثبوتاً ؛ و أَثْبَتَهُ غيره و ثَبَّتَهُ ، بمعنىً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ص245) 
و ثَبَّتَّه ،إذا وَقَّفْتَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص252) 
و يقال: أَثْبَتَه و ثَبَّتَه بمعنى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج2 , ص813) 
ثبت ثَبَّتَه : بمعنى أثبته ،قال: 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج2 , ص814) 
ثَبَتَ و أَثْبَتَ و ثَبَّتَ يقال للجَرَاد إِذا رزَّ أَذْنابَه ليَبِيضَ: ثَبَتَ و أَثْبَتَ و ثَبَّتَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص19) 
ثَبَّتَ بَصَرَهُ بِهِ با چشم خود به او تيز نگريست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص278) 
چشم به او دوخت، به او خيره شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص67) 
ثَبَّتَه عن الأَمرِ كَثَبَّطَه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج3 , ص30) 
ثَبَّتَه عن الأَمْر كَثَبَّطه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص19) 
و ثَبَّتَه عن الأَمْرِ،كثَبَّطَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج9 , ص473) 
ثَبَّتَ المُوَظَّفَ آن كارمند را در شمارش كارمندان رسمى درآورد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص278) 
ثَبَّتَ بإِبْزِيم مكَّن بواسطة مِصَدّ أو مِيْقَف:«ثَبَّتَ حَبْلاً أو سِلْسلةً بإِبْزيم» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص161) 
ثَبَّتَ السُّرعةَ جعلها مُطَّرِدة عند حدّ معيَّن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص161) 
ثَبَّتَ مُوظَّفًا جعَل تعيينه دائمًا بعد انتهاء مرحلة التَّجربة،أدخله في المِلاك 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص161) 
ثَبَّتَ قدمَيْهِ گامهاى خود را استوار برداشت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص278) 
جاى پايى به دست آورد،گام خود را ثابت كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص67) 
ثَبَّتَ الأَسعار وضَع لها حدًّا لا تَتجاوزه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص161) 
ثَبَّتَ الوَلدَ آن كودك را غُسل تعميد داد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اين اصطلاح ويژهى مسيحيان است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص278) 
اعطاه سرَّ التثبيت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص68) 
ثَبَّتَ الحقَّ حق را با دليل و برهان تأكيد كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص278) 
اكَّده بالبيّنات 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص68) 
ثَبَّتَ بأَنَّ نشان داد كه... 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص67) 
ثَبَّتَ ولدًا (مس)منحه سرَّ التَّثبيت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص161) 
ثَبَّتَ على محكوم كردن،محكوميت كسى را ثابت كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص67) 