اسْتَدْعى نادَى،صاح ب:«اسْتَدعى ولَده و قبَّله بين عَيْنيه» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طَلَب الحُضور: «اِسْتَدعَى الطَّبيب» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طلب المثول أمام القضاء:«اسْتَدْعى شخصًا للشَّهادة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تطلَّب و اسْتلزَم:«أَمْر يَسْتدعي الانْتباهَ،كثيرًا من العِناية»، «مَسْألةٌ تَسْتدعي حلاًّ سريعًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
في علم السِّحْر و التَّنجيم:اسْتحضَر و أظهر:«اسْتَدْعى الأَرْواحَ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص468) 
اسْتَدْعى مَدينَه إلى المحكمة قاضاه،رافَعه إلى القاضي 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص468) 
اِسْتَدْعىٰ عقوبةَ الأِعدام تقاضاى اعدام كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص197) 
اِسْتَدعى الاِنْتباهَ تقاضاى توجه (بيشتر)كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص197) 
اِسْتَدْعىٰ الأرواحَ ارواح را احضار كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص197) 
اِسْتَدعىٰ الطَّبيبَ دكتر را فراخواند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص197) 
اِسْتَدْعَی الشيءَ طلبُهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
استلزمه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص216) 
آن چيز را خواست ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
او را به چيزى ملزم كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص56) 
طلبهُ و استلزمهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص210) 
اِسْتَدعىٰ وقَتاً تقاضاى وقت،يا فرصت بيشتر كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص197) 
اسْتَدْعى سفيرًا طلَب عودته من بلد يُمارِسُ فيه سلطته:«اسْتَدْعتِ الحكومةُ سفيرَها للتَّشاور معه على أَثَر حادث دِبْلوماسيّ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص468) 
اسْتَدْعى إلى طلَب إلى و ناشَد:«اسْتَدْعى صديقَه إلى القيام بمهمَّة» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص468) 
اسْتَدْعَاهُ صاح بهِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص216) 
با فرياد او را فراخواند ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
او را احضار كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص56) 
صاح به ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طلبه و استلزمه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طلب أَن يدعو له، أَو فعل ما يستحق أَن يدعو عليه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص286) 
[استدعاء]: دنبال فرستادن، فراخواندن (كسى را)؛ احضار كردن (كسى را براى تحقيق، بازجويى، دادرسى به دادگاه)؛ فراخواندن (كسى را، مثلاً: نماينده سياسى يا كاردار سفارت را)؛ گماشتن، منصوب كردن (مثلاً: استادى را بر كرسىِ درسى)؛ طلب كردن (كسى را)؛... انجامِ...). ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[استدعاء]: خواستن، الزام كردن (چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص197) 
دعو اسْتَدْعَاه إِلى نفسه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج4 , ص2105) 
اِسْتَدْعَت الحكومةُ سفيرَ تركيا طلبت منه الحضور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص226) 
اِسْتَدْعَاهُ اِسْتَدْعَاء صاح بهِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص210) 
اِسْتَدْعَاه الى درخواست كردن (از كسى براى انجامِ...)،پيشنهاد كردن(به كسى چيزى را يا براى انجام امرى)،دعوت كردن(كسى را براى انجامِ...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص197) 