خَزَّنَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای خَزَّنَ

خَزَّنَ

خَزَن:«خَزَّنَ‌ سِلَعًا»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص383)
sourceLink

خَزَّنَه

ذخيره كردن،اندوختن؛در انبار گردآوردن،انبار كردن،انباشتن؛نگهدارى كردن،حفظ كردن(چيزى را)؛سد بستن،سد ساختن(روى چيزى،بر چيزى).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص164)
sourceLink

مداخل هم ریشه خَزَّنَ

الخاء و الزاء و النون أصلٌ‌ يدلُّ‌ على صيانة الشَّىءِ.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص178)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.