حَضَّرَ أعدَّ و هيَّأ:«حَضَّرَ العَشاءَ»،«حَضَّرَ الصَّيْدليُّ الدَّواءَ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
هيَّأ نفسه و اسْتعدَّ:«حَضَّرَ امْتِحانًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أَحْضَرَ: «حَضَّرَ الأَدَواتِ اللاَّزمةَ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
وضَع بعَمَلٍ طَويل:«حَضَّرَ مَشْروع قانون» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
زوَّد أسبابَ الحَضارة، مدَّن:«حَضَّرَ البَدْوَ»،«حَضَّرَ شَعْبًا بَدائيًّا» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص296) 
حَضَّرَهُ او را حاضر كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص333) 
جعلهُ حاضراً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص667) 
جعله حاضراً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص139) 
آماده كردن،حاضر كردن،مهيا كردن،تدارك ديدن،ساختن،درست كردن (چيزى را)؛تركيب كردن(دارويى را)؛خواندن، مطالعه كردن،آماده كردن(درسى را)؛آوردن، فراآوردن،فراخواندن،حاضر كردن(كسى يا چيزى را)؛استقرار دادن،مستقر ساختن، آبادىنشين كردن(كسى را)؛متمدن كردن(كسى يا چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص127) 
حَضَّرَهُ يمكن لزيد أن يُحَضِّرَ الأرواحَ "يجعلها حاضرة،يأتي بها" 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص148) 
حَضَّرَ زيدٌ نفسَهُ أو امتعته للسفر "هيّأها،أعدّها" 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص148) 
حَضَّرَهُ الشيءَ آن چيز را براى او آورد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص333) 
أَتاه به 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص139) 
حَضَّرَ الشى ءَ أَعدَّه. يقال:حضَّر الدواءَ، و حضَّر الدرسَ، و حضَّر الأَدوات اللازمةَ للتجارب. (محدثة) . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص181) 