هَلْ أَتىٰ عَلَى اَلْإِنْسٰانِ حِينٌ مِنَ اَلدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئا مَذْكُورا (آیه 1/سوره الإنسان) 
أي: لم يكن شيئا موجودا بذاته، و إن كان موجودا في علم اللّه تعالى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص329) 
يعنى: انسان به ذات خويش چيز موجودى نبود و هرچند كه در علم خداى تعالى موجود بوده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص12) 
الذِّكْر: يادآورى است. گاهى چيزى به ياد مىآيد و مراد از آن حالتى است در نفس كه بوسيلۀ آن انسان چيزى را كه معرفت و شناخت آن را قبلا حاصل كرده است حفظ مىكند. بازانديشى ذكر و يادآورى مانند حفظ كردن است جز اينكه واژۀ حفظ به اعتبار بدست آوردن و دريافتن چيزى گفته مىشود ولى ذكر به اعتبار حضور در ذهن و بخاطر آوردن آن است، گاهى نيز ذكر را براى حضور در دل و سخن هر دو به كار مىبرند ازاينجهت گفته مىشود كه ذكر دو گونه است: يكى قلبى و ديگرى زبانى هريك از اين يادآوريها هم دو نوع است: اوّل - ياد و ذكرى كه بعد از فراموشى است. دوّم - ذكرى كه پس از فراموشى نيست بلكه براى ادامۀ حفظ كردن و بخاطر سپردن است. و لذا هر سخنى را - ذكر - گويند، و از نوع اوّل كه نمونههاى ذكر زبانى است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص10) 
ذكر: ياد كردن، خواه با زبان باشد يا با قلب و هر دو خواه بعد از نسيان باشد يا از ادامۀ ذكر (مفردات). در قاموس آمده: ذكر بكسر اول بمعنى حفظ شيىء است در صحاح گفته: ذكر و ذكرى خلاف نسيان است همچنين است ذكرة. طبرسى در ذيل آيۀ 40 بقره فرموده: ذكر حفظ شيىء و ضد آن نسيان است. . . راغب ميگويد: گاهى مراد از ذكر هيئت نفسانى است كه شخص بواسطۀ آن ميتواند آنچه از دانائى بدست آورده حفظ كند و آن مانند حفظ است الا آنكه حفظ باعتبار نگهداشتن و ذكر باعتبار حاضر كردن آن در ذهن است. و گاهى بحضور شيىء در قلب و هكذا بقول اطلاق ميشود. تذكره بمعنى پند دادن و چيزى را بياد كسى آوردن است. تذكّر از باب تفعل بمعنى ياد آورى است. ناگفته نماند معناى جامع همان ياد - آورى بقلب و بزبان است كه در ابتدا گفته شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص20) 
قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: كَانَ مُقَدَّراً غَيْرَ مَذْكُورٍ . و المعنى قد مضى على الإنسان وقت لم يكن موجودا في الأرض مَذْكُوراً بين أهل الأرض، و لم يكن تقديره أيضا - أي نقشه - موجودا في اللوح المحفوظ، فعلم تجدد إرادته تعالى و تجدد تقديره، و هذا هو معنى البَدَاءِ في حقه تعالى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص312) 
" الذِّكْرُ " بالكسر: نقيض النسيان قال الشيخ أبو علي: الذِّكْرُ هو حضور المعنى في النفس، و قد يستعمل الذِّكْر بمعنى القول لأن من شأنه أن يذكر به المعنى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص313) 