bookmark

معنای كريشك

كريشك

بفتح كاف و كسر را و فتح شين معجمه،مرد جنگى،و چوزۀ مرغ، و بكسر كاف و را و سكون شين نيز گفته‌اند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1125)
sourceLink

به كسر اول و ثانى به تحتانى مجهول رسيده و فتح شين نقطه‌دار و سكون كاف مرد جنگى و جنگ كننده را گويند و جوجه مرغ را نيز گفته‌اند و به معنى مغاك و گودال هم به نظر آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص724)
sourceLink

بفتح كاف و كسر را و فتح شين معجمه مرد جنكى و جوزه مرغ و بكسر كاف و راء مهمله و سكون شين نيز آمده و بفتح هر دو كاف بمعنى انكشت كهين دست است چنانكه در مهذب الاسما در ترجمه خنصر كفته
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص582)
sourceLink

بفتح هر دو كاف بمعنى انكشت كهين دست است چنانكه در مهذب الاسماء در ترجمه خنصر آمده
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص632)
sourceLink

(اسم) انگشت كوچك. ¦¦
(صفت ، اسم) مرد جنگى. ¦¦ (اسم) جوجۀ هر مرغ. ¦¦مغاك. گودال. حفره. چاله.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2273)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]مرد جنگى و جنگ كننده.و چوزۀ مرغ.و مغاك و گودال.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2792)
sourceLink

چوزۀ هر چيز.
(
فرهنگ قواس
, ص63)
sourceLink

گو.
(
فرهنگ قواس
, ص133)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.