bookmark

معنی هروانه

هروانه [ harvāne ]

بر وزن پروانه به معنى هروانكه است كه بيمارستان و دارالشفا باشد و به معنى شكنجه هم گفته‌اند و نام كوهى هم هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص950)
sourceLink

بالفتح،شكنجه و عذاب و هروانگه جاى عذاب و شكنجه،و دار الشفا زيرا كه ديوانگان را در انجا بشكنجه كشند،و گاهى هروانه بمعنى دار لشفا نيز استعمال كنند،فردوسى گويد: بيت بفرمود كين را بهروانگه برند و كنندش همانجا تبه و فخرى گويد: بيت هست ديوانه حكم كن شاها تا برندش بسوى هروانه
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1484)
sourceLink

- [به راى مهمله و واو. بوزن افسانه] بيمارستان باشد يعنى دار الشفاء [6]. مثالش شمس فخرى گويد: نظم هست ديوانه حكم كن شاها تا برندش بسوى هروانه (1)در برهان معنى فايده هم دارد. و بيهوده بمعنى بيفايده. (2)كذا و در برهان «آش عاشورا» آمده است و گويد كه آن را از گندم و نخود و باقلا و عدس و امثال آن پزند. (3)برهان ندارد. (4)هرآيينه. و در برهان معنى بيشك و بى‌دغدغه و ظاهر و روشن نيز دارد. (5)هاژو. (6)برهان گويد نام كوهى هم هست. اما صاحب تحفه هروانه‌گه را باين معنى آورده و باين بيت فردوسى متمسك نموده: [بيت] بفرمود كاين را بهروانه گه برند و كنندش همان جا تبه و در نسخۀ حليمى هروانه بمعنى شكنجه و دار الشفاء هر دو آورده و بيت فردوسى مذكور شاهد معنى اول ازينروى مى‌تواند بود.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1541)
sourceLink

بالفتح شكنجه و عذاب و در بيمارستان و دار الشفا را نيز كويند زيرا كه ديوانكان را براى معالجت در آنجا شكنجه كنند و زحمت دهند فردوسى بمعنى اول كفته بفرمود كين را بهروانكه برند و كنندش همان جا تبه شمس فخرى بمعنى دوم كفته هست ديوانه حكم كن شاها تا برندش بسوى هروانه
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص746)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]بيمارستان. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏] شكنجه.و نام كوهى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3934)
sourceLink

بيمارستان.فردوسى گفته است: بفرمود كين را بهروانه گه#بريد و كنيدش همانجا تبه
(
فرهنگ قواس
, ص128)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.