ميزد (اسم) در آيين زرتشتى، نذر و تقديمى غير مايع و فديه و چيزى خوردنى. در مقابل نذر مايع و آشاميدنى كه زور [زَ وْ] ناميده مىشود. ¦¦مجلس شراب و جشن عروسى و مهمانى و خوشگذرانى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2886) 
مى زد بفتحتين و سكون زاء معجمه،مجلس شراب و عشرت،و بزم نيز گويند، فرخى گويد: بيت اى بميزد اندرون هزار فريدون وى به نبرد اندرون هزار تهمتن سنايى گويد: بيت گه خروشان چو در نبرد تو ناى گاه نالان چو در ميزد تو چنگ و شمس فخرى بوزن ريزد گفته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1372) 
به فتح اول و ثانى و سكون ثالث و دال ابجد به معنى مجلس شراب و بزم عشرت و مهمانى باشد و به كسر اول و فتح زاى هوز نيز به اين معنى است كه بزم شراب باشد و به كسر اول و ثانى مجهول يعنى بشاشد و بول كند چه ميز به معنى شاش و مىزيدن به معنى شاشيدن باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص883) 
بفتح ميم و سكون ياء و فتح زاى معجم مهمانخانه و مجلس شراب باشد . حكيم فرخى گفت: بيت مريخ روز معركه شاها غلام تست چون زهره روز مىزد تو پيشكار تو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص83) 
مجلس مهمانى شراب باشد.فرّخى گفت: مرّيخ روز معركه شاها غلام تست#چونانك زهره روز ميزدست داه تو . هم فرّخى راست : اندر ميزد با هنر و دانش#وندر نبرد با هنر و بازو . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص35) 
مجلس خانه و عشرتگاه بود.فرخى گفته است: مريخ روز معركه شاها غلام تست#چو نانك زهره روز ميزدست داه تو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص127) 