bookmark

معنی فلغند

فلغند

(اسم) خاربستى كه دور ديوار باغ و مزرعه سازند. پرچين كه بر سر ديوار سازند. ¦¦جا و محل خطرناكى از دريا كه كشتى را در آن خطر عظيم است.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2134)
sourceLink

فلغند [ folqond ]

با غين نقطه‌دار بر وزن فرزند پرچين و خاربستى را گويند كه بر دور ديوار باغ و زراعت كنند و به ضم اول و سيم هم درست است و جا و محل خطرناكى را هم گفته‌اند از دريا كه كشتى را در آن خطر عظيم است و آن را به عربى فم الاسد خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص670)
sourceLink

- [به لام و غين. بوزن فرزند] خارى باشد كه بر سر ديوار باغ نهند و آن را پرچين نيز گويند. مثالش شمس فخرى گويد: بيت جنبش شيب تازيانه چو ديد بجهد از سر دو صد فلغند و در نسخۀ ميرزا بمعنى محلى خطرناك از دريا كه آن را فم الاسد نيز گويند آمده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص957)
sourceLink

بفتح فاء و عين و سكون لام و نون خارى كه بر سر ديوارها نهند و پرچين و خاربست كويند و جاى خطرناك از دريا كه فم الاسد خوانند و در فرهنك كفته خاريست كه بركرد زراعت و باغ نهند شمس فخرى در صفت اسب كفته جنبش پشت تازيانه چو ديد بجهد از سرد و صد فلغند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص554)
sourceLink

پرچين ديوار باغ باشد.(ابو العباس گفت: [بيت] سيم بمنقار غلبه صبر نماندم غلبه پريد و نشست بر سر فلغند )
(
صحاح الفرس
, ص82)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] پرچين و خاربستى كه بر دور باغ و كشت زار كنند.و جا و محل خطرناك از دريا كه كشتى را در آن خطر بزرگ باشد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2585)
sourceLink

پرچين باشد گرد باغ و گلزار. ابو العباس گفته است: سيم اگر غلبه برد صبر كن اى دوست#غلبه پريد و نشست بر سر فلغند
(
فرهنگ قواس
, ص129)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.