bookmark

معنی سارج

سارج

به فتح ثالث و سكون جيم نوعى از سار است و آن جانورى باشد سياه و پر خط و خال و كوچكتر از فاخته و آواز خوش دارد و آواز او را به صداى رباب چار تازه تشبيه كرده‌اند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص480)
sourceLink

- شارك باشد و آن پرنده‌ايست خرد تر از فاخته و سياه است و آواز خوش دارد و او را سارك و سارى و سارچه نيز گويند.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص722)
sourceLink

(اسم) نام پرندهاى است. ←سار.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1624)
sourceLink

(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1815)
sourceLink

شارك.خاقانى گويد سار بشاخسار بر زنگى چار تاره‌زن#خنده چو زنگيان زند ابر ز روى اغبرى
(
فرهنگ قواس
, ص63)
sourceLink

سارج و سارجه و سارك و سارى

همان سار يعنى مرغ خوردتر از فاخته،كه آواز خوش دارد،و بعضى او را هزار دستان گويند،و نيز سارى شهريست از دار المرز.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص816)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.