غوشا و غوشاد و غوشاك با اول مضموم بمعنى سركين حيوانات خشك شده و فريد الدّين اسفراينى كفته شعر به پيش ناكسى نهم بخوارى سر چو نادانان نهد كس نافه مشكين به پيش كنده غوشائى و بمعنى خوشهخشك شده از جو و كندم و انكور و خرما آمده شمس فخرى بهر دو معنى كه مذكور شد كفته كار خلقت نيايد از خصمت كار عنبر نيايد از غوشا هم او كفته خرد كشته بپاى كاو فنا سركه از تو كشنده چون غوشاد و نيز بمعنى جايكاه كاوان و كوسفندان كه شب در آن خسبند و بعضى بفتح كفتهاند فخرى كفته ز بأس پاس تو اندر كنام شير و پلنك كند شبان شان از پى كله غوشاد حق آنست كه اين لغت در اصل بجاى غين خاء بوده چنانكه تبديل آن با يكديكر جايز است زيرا كه خوشا و خوشاد و خوشه هر سه بمعنى سركين خشك درست است چنانكه خوشيده نيز بمعنى خشكيده است كه سعدى كفته بخوشيد سرچشمههاى قديم و بمعنى خوشه انكور و خرما وجود كندم درستتر و واضح و جاى خوابيدن شب كاو و كوسفند خوشاى بفتح صحيح است چو خو مخفّف خوابست و غوشا و شوغا بيكديكر در پارسى قلب مىشوند و جايز است يعنى شب كاه و خوابكاه و در ادات الفضلا بمعنى درخت بلند آورده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص535) 
غوشاد [ qavcād ]با ثانى مجهول بر وزن فولاد جاى فرود آمدن كاروان و قافلهگاه باشد و جاى خوابيدن گاوان و گوسفندان و جايگاه ديوان و جنيان هم هست و درخت بلند را نيز گفتهاند و سركين ساير حيوانات را هم مىگويند و به فتح اول نيز آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص641) 
جاى گوسفندان و گاوان باشد . (ابو العباس گفت: [بيت] سبوح مركب بهمان گرفت و ديزه فلان و ما چو گاوان گرد آمده بغوشادا ) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص91) 
- [بشين معجمه. بوزن نوشاد] جايگاه گاوان و گوسفندان باشد. مثالش شمس فخرى گويد: بيت ز بأس و پاس تو اندر كنام شير و پلنگ كند شبان به شبان از پى گله غوشاد و صاحب ادات الفضلاء بمعنى جايگاه ديوان و كاروان نيز آورده و گفته كه درخت بلند را نيز گويند و در فرهنگ - بضم غين - آورده بمعنى چارديوارى كه شبها گاوان و گوسفندان در آن باشد [3]. و بمعنى سرگين حيوانات نيز آورده *. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص925) 
(اسم) آغل. ←غوشا. ¦¦سرگين حيوانات. ←غوشا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2071) 
[اسم][فارسی] جاى فرود آمدن قافله و كاروان.و خوابگاه گاوان و گوسپندان.و جايگاه ديوان و جنيان. و درخت بلند.و سرگين حيوانات. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2495) 
جايگاه كاروانست.ابو العباس گويد: سبوح و مزكت بهمان گرفت و ديزه فلان#و ما چو گاوان گرد آمده بغوشادى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص129) 