bookmark

معنای ژاغر

ژاغر

بفتح غين معجمه،چينه‌دان مرغان،عنصرى گويد: بيت خورند آنچه بماند ز من ملوك جهان تو از پليدى مردار پركنى ژاغر
(
فرهنگ رشیدی
, ص773)
sourceLink

بر وزن لاغر چينه‌دان مرغان را گويند و به عربى حوصله خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص473)
sourceLink

بر وزن لاغر بمعنى چينه‌دان مرغانست و در زاى عربى كذشت و اصحّ با زاى عجمى است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص445)
sourceLink

حوصلۀ مرغ باشد .عنصرى گفت : [بيت] خورند از آنچه بماند ز من ملوك زمين تو از پليدى و مردار پر كنى ژاغر
(
صحاح الفرس
, ص106)
sourceLink

- [بفتح غين معجمه] حوصلۀ مرغان باشد و كژار نيز گويند بوزن بخار مثالش حكيم عنصرى گويد: بيت خورند آنچه بماند زمن ملوك جهان تو از پليدى و مردار پر كنى ژاغر
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص701)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]حوصله و چينه‌دان مرغ.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1806)
sourceLink

(اسم) چينهدان. به تازى آن را حوصله خوانند. كژار. چينهدان مرغ.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1612)
sourceLink

حوصلۀ مرغ را گويند. رودكى گفتهاست: نيفكنى خورش پاكرا ز بى‌اصلى بيا گنى ز پليدى چوماكيان تو كژار. ژاغر را نيز عنصرىگفته است: خورند از آنچهبماند ز من ملوك زمين تو از پليدى و مردارپر كنى ژاغر
(
فرهنگ قواس
, ص64)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.