شَغَّلَ جعَل يعمَل،سيَّر،أدار: «شَغَّلَ آلةً»،«شَغَّلَ مُحرِّكًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اِسْتَخدم،اِسْتأجَر:«شَغَّلَ عُمَّالاً» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
أَسْنَد عَملاً إلى شَخْص،وَظَّفه: «شَغَّلَ المديرُ فلانًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
حمَّل أعباء كثيرة:«شَغَّلَ الأُستاذُ طُلاَّبَه» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص780) 
شَغَّلَهُ مبالغهى(شَغَلَهُ)است ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
او را به خدمت درآورد. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
او را نزد خود به كار گمارد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص529) 
بمعنى شغلهُ شدِّد للتكثير. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص73) 
مبالغة شَغَلَهُ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جعله يشتَغِلُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص486) 
مبالغة شغله 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص394) 
مشغول كردن،سرگرم كردن(كسى را)؛ (به كارى)پرداختن،مشغول(كارى)شدن،به كار گرفتن(چيزى را)؛استخدام كردن،به كار گماردن،به شغلى گماردن(كسى را)؛به كار انداختن،روشن كردن،راه انداختن(ماشين را)؛ درست كردن،ساختن،توليد كردن(چيزى را)؛ سرمايهگذارى كردن(پولى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص335) 
شَغَّلَنِي ابنى عن الذّهاب إلى الدائرة بكثرة أسئلته لهّاني 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص387) 
شَغَّلَ التاجرُ زيدا في محلّه التجاري جعله يشتغل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص387) 
شَغَّلَ مالَه وظَّفه و نَمَّاه، اِسْتَثْمره:«شَغَّل أموالاً في مَشْروع» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص780) 