تَلَمَّسَ تحسَّس طريقه، جَسَّ:«تلمَّس في الظُّلمة»،«تلمّسَ الأَعْمى» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تَحسَّس،تَطَلَّب شيئًا و تَعرَّف إليه باللَّمس:«تَلَمَّس الجُدران في الظُّلْمة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اِجْتَهد في البحث و التَّفتيش:«تلمَّس زبائن» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1300) 
تَطَلَّبَ مَرَّةً بعدَ أخْرَى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج2 , ص389) 
تَلَمَّسَه لمس كردن،حس كردن،سودن (چيزى را)؛كورمالى كردن،در تاريكى گشتن. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جستوجو كردن؛جويا شدن(چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص626) 
الْتَمَسَ الشىءَ و تلَمَّسَهُ :طلبه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج8 , ص520) 
تَلَمَّسَ الشى ءَ آن چيز را پى در پى خواست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص256) 
تطلَّبهُ مرَّةً بعد أُخرى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص733) 
طَلَبَه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص517) 
تطلَّبهُ مرَّةً بعد اخرى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص88) 
تطلَّبه مرّةً بعد أُخرى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص838) 
الْتَمَسَ الشيءَ و تَلَمَّسَه: طَلَبَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج6 , ص209) 
تَلَمَّسَ الشَّيْ مِن المَجَازِ تَلَمَّسَ الشَّيْ ءَ ، إِذا تَطَلَّبَ مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى، و منهم مَن جَعَلَه كالالْتِمَاسِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج8 , ص465) 