دژخى [ dejxay ] [ dejxi ]به كسر اول و سكون ثانى و فتح ثالث و تحتانى ساكن بنديوان و زندانبان را گويند و به معنى گرفته روى و سهمگين هم هست و به فتح اول و كسر ثالث نيز آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص381) 
- [بفتح دال] در شرفنامه گرفته روى و خشمگين باشد و اين لغت مرخم دژخيم بود . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص593) 
[صفت] [فارسی] بنديوان و زندانبان. و خشمناك و روى درهم كشيده و سهمگين. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1498) 
گرفته روى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص95) 
دژخم و دژخى و دژخيم بمعنى بدخو و تندمزاج چه خيم بمعنى عادت و خو و در عربى نيز همين معنى دارد و اين نام بيشتر بر جلاد مردمكش اطلاق شود فردوسى كفته بدژخيم فرمود كاينرا بلوى بدار اندر آويز و برتاب رو هم او كفته بدژخيم فرمود تا تيغ تيز برار و تنش را كند ريزريز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص377) 