فرغيش بالفتح و كسر غين،موها كه از دامن پوستين نمايان باشد،و بزمين كشد از كهنگى،فخرى گويد: مصراع ز پوستينش كه در خاك ميكشد فرغيش و بمعنى كهنه نيز آمده،معزى گويد: مصراع مركبم بود خر لنگ و لباسم فرغيش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1033) 
بر وزن درويش به معنى كهنه و فرسوده باشد و پوستين را نيز گويند كه از كهنگى موى گريبان و دامن و سرهاى آستين آن ريخته باشد و بعضى گويند پوستين كهنه باشد كه موى آن از درازى به زمين كشيده شود و بعضى گويند مويى باشد كه از زير پوستين سر فرود آورده باشد و به معنى كاهلى و فروگذاشت و عطلت هم آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص656) 
بر وزن تشويش مويها كه از غايت كهنكى از دامان و كريبان پوستين پيدا باشد و بزمين كشيده شود بپوستينش كه بر خاك مىكشد فرغيش ع مركبم بود خر لنك و لباسم فرغيش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص545) 
مويها باشد كه از دامن پوستين بيرون آمده باشد.(لبيبى گفت: [بيت] ز خشم دندان بگذارد بر كس خواهر همى كشيد چو درويش دامن فرغيش) 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص154) 
- [به راى مهمله و غين معجمه. بوزن درويش] در نسخۀ وفائى بمعنى مويها باشد كه از دامن پوستين نمايان باشد و بزمين كشد از كهنگى و شمس فخرى نيز باين معنى آورده: بيت (1)در برهان معنى صدا و آواز گشودن بند جامه و ازار و پيرامون و معنى اطراف دهان بطور مطلق نيز دارد. (2)هر دو بر سياهى زننده (دو برگ سبز) (قرآن كريم سورۀ الرحمن آيۀ64). (3)يعنى: سعدى. (4)فراموشت نيز باين معنى است. ز دست باكرمش ابر لاف جود ببين بپوستينش كه در خاك مىكشد فرغيش اما ازين بيت امير معزى كه: شعر نكنى ياد ز تاراج و نينديشم از آنك مركبم بود خر لنگ و لباسم فرغيش معنى كهنه ظاهر مىشود [1]. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص972) 
[صفت][فارسی]كهنه و فرسوده. و پوستين كهنه موى گريبان و دامن و آستين رفته. و پوستين كهنهاى كه مويهاى آن از درازى بزمين كشيده شود.و موئى كه از زير پوستين سر فرود آورده باشد.و غفلت.و درنگى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2546) 
(صفت ، اسم) كهنه و فرسوده. ¦¦ (اسم) پوستين كه از كهنگى موى گريبان و دامن و سرهاى آستين آن ريخته باشد. ¦¦پوستين كهنه كه موىهاى آن از درازى به زمين كشيده شود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2107) 
موى كه از دامن پوستينى بيرون آيد.لبيبى گفته است: ز خشم دندان بگذاشت بر كس خواهر#همى كشيد چو درويش دامن فرغيش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص106) 