bookmark

معنی آژير

اژير

(صفت) هوشمند. زيرك. عاقل. دانا. ¦¦ پرهيزكار. آژير.
(
لغت نامه دهخدا
, ص126)
sourceLink

آژير

هوشيار و خبر دار،فردوسى گويد: بيت سپه را نگهدار و آژير باش شب و روز با تركش و تير باش و آبگيرى كه آب درو جمع شود،منوچهرى گويد: بيت آب دهدشان بپاى مادر آژير كودك ديدى كجا بپاى خورد شير و آژيريدن يعنى هوشيار كردن،و آژير و آژيراك بمعنى بانگ و فرياد نيز گفته‌اند، و در مؤيد و شرفنامه بمعنى بانگ ستوران گفته،و در سامانى بمعنى آماده و مهيا آورده، فردوسى گويد: مصراع زبان در سخن گفتن آژير كن و بعد از ان گفته كه اژير بغير مد لغتى است در هژير و هجير بمعنى نيكو سرشت و و زيرك،پس شايد كه وهم صاحب فرهنگها كه آژير بالمد را بمعنى زيرك گفته‌اند،از تصحيف ناشى شده باشد،و معنى آماده و مهيا در بيت اول فردوسى نيز اراده توان كرد، اما حق آنست كه آژير بمد و غير مد بمعنى آگاه و هوشيارست و در جميع ابيات درست مى‌آيد،و صاحب فرهنگ منظومه،نيازى بخارى نيز گفته: مصراع آگه آژير بودن از چه و چون و در فرهنگ بمعنى پرهيزگارى آورده،اسدى در صفت برهمنان هند گويد: بيت سراسر همه دشت نخچير بود گيا خوردن و پوشش آژير بود ليكن اين بيت دلالت بران معنى ندارد.
(
فرهنگ رشیدی
, ص107)
sourceLink

با زاى فارسى بر وزن جاگير آماده و مهيا كردن باشد مطلقا و تالاب و آبگير و استخر را نيز گويند و به معنى غلبه و زيادتى و بانگ و فرياد هم آمده است و به معنى زيرك و هشيار و هوشمند هم هست و پرهيزكار را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص32)
sourceLink

بر وزن وزير به معنى هوشمند و زيرك و عاقل باشد و مردم پرهيزكار را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص63)
sourceLink

- [بمد الف و كسر راء فارسى] چهار معنى دارد: اول زيرك و هوشمند باشد. مثالش حكيم فردوسى فرمايد: شعر سپه را نگهدار و آژير كن شب و روز با تركش و تير باش و هم او فرمايد : شعر زبان در سخن گفتن آژير كن خرد را كمان و زبان تير كن دوم پرهيزگار را گويند؛ سوم در نسخۀ ميرزا بمعنى گوى كه در آن آب جمع شده باشد نيز آمده و گفته كه آن را ژى و آبگير نيز گويند مثال اين معنى منوچهرى گويد در صفت اشجار : شعر شير دهد شان بپاى مادر آژير كودك ديدى كجا بپاى خورد شير چهارم بمعنى بانگ كردن و غلبه نيز بنظر رسيده
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص34)
sourceLink

بمعنى آكاه و هشيار فردوسى كفته شعر سپه را نكهدار و آژير باش شب و روز با تركش و تير باش و در جهانكيرى و رشيدى بمعنى آبكير آورده و در صفت درختان كفته و اين بيت منوچهرى را شاهد آورده و در اينجا بمعنى مادر هشيار درست مى‌آيد شعر آب دهدشان بپاى مادر آژير كودك ديدى كجا بپاى خورد شير و بمعنى آماده و مهيّا در بيت اول فردوسى نيز اراده توانكرد و در هرحال بمعنى هشيار و آكاه و زيرك توان كفت و در فرهنك بمعنى پرهيزكار كفته و شعر اسدى در صفت برهمنان آورده شعر سراسر همه دشت نخچير بود كيا خوردن و يوشش آژير بود اين معنى دلالتى درست بر آن معنى ندارد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص94)
sourceLink

(صفت ، اسم) محتذر. برحذر. محتاط. پرهيزكننده. ¦¦قوى. توانا. ¦¦آگاه. زيرك. هوشيار. ¦¦آماده. مهيّا. حاضر. بسيجيده. ¦¦ (اسم) قوّت. توان. توانايى. ¦¦غلبه. ¦¦بانگ. ¦¦سوت و صفير بلند با طنين خاص به هنگام بروز حوادث يا حملۀ هوايى براى اعلام خطر.
(
لغت نامه دهخدا
, ص34)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]آمادگى و حاضرشدگى. و تالاب و استخر و آبگير و جائى كه آب باران جمع شده باشد.و ظفر و فتح و دست برد و غلبه.و بانگ و فرياد.و زيادتى و بسيارى. و.[صفت‏]مهيا و دانا و عاقل و خردمند و بافراست. و زاهد و پارسا.و زيرك و هوشيار.و پرهيزگار
(
فرهنگ نفیسی
, ص26)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]زيرك و دانا و داراى فراست و با بصيرت و خردمند.و پارسا و ديندار و پرهيزگار.
(
فرهنگ نفیسی
, ص200)
sourceLink

زيرك و هوشمند.فردوسى گويد: سپه را نگهدار و آژيرباش#شب و روز با تركش و تيرباش
(
فرهنگ قواس
, ص94)
sourceLink

هشيار كردن لشكر و بانگ زدن باشد. فردوسى طوسى گفته است: سپه را نگهدار و آژير باش#همه ساله با تركش و تير باش
(
فرهنگ قواس
, ص166)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.