غتفره به ضم اول و فتح راى قرشت بر وزن بتكده به معنى غتفر است كه نادان و جاهل و احمق و ابله باشد و زناكننده و زانى و پليد طبع را هم مىگويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص629) 
بضم غين عجمى را گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص283) 
- [بتاى قرشت و فا و راى مهمله. بوزن مغبچه] جاهل و ابله باشد. مثالش شاعر گويد: بيت نديدم چو تو من بكوه و دره يكى بينوا خام بس غتفره و امير خسرو نيز گويد: بيت سيلى خورد از جفا و محنت چون غتفرهاى ميان رندان و غدفره نيز آمده -- كه بجاى - تاء دال مهمله - باشد -- [1]. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص940) 
[صفت][فارسی]نادان و بىتجربه و جاهل و احمق.و پليد طبع.و زانى و زناكننده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2452) 
(صفت) غت. غُتفر. نادان. جاهل. ←غت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2043) 
ابله باشد.سوزنى گفته است: دهقان امام غاتفراى مهتر سره#در منت تواند چه زيرك چه غتفره 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص97) 
غتفر و غتفره بفتح غين و فا،و ضم غين نيز گفتهاند و اين اصح است، گول و احمق،انورى گويد: بيت خاك بشهوت مسپر چون سپهر تا نه زنت غتفره گيرد نه پور 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص998) 
غتفل و غتفره بمعنى كول و نادان حكيم سوزنى كفته دهقان امام غاتفرى مهتر سره در منت تواند چه زيرك چه غتفره حكيم سنائى كفته جملكى را خيالهاى محال كرده مانند غتفره بجوال و بمعنى زناكننده و زانى نيز آمده انورى كفته خاك بشهوت مسير چون ستور تا نه زنت غتفره كير و نه پور 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص529) 