تتربو [ tatarbu ]بر وزن لبلبو به معنى ظرافت و لاغ و مسخرگى باشد و بر وزن غرضگو هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص231) 
- [بفتح تا و راى مهمله و سكون تاء دوم و ضم باى موحده] تمسخر و لاغ باشد در نسخۀ ميرزا و تتربوه [باضافۀ هاء] نيز بنظر رسيده. مثالش حكيم سوزنى فرمايد: بيت ليكن نه باز گردم از شرم مردمان كاندر خور تماخره و تتربو شوم و معنى تماخره بعد از اين مىآيد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص324) 
بر وزن لبلو ؟؟؟بمعنى ظرافت و لاغ و مسخركى و آن باضافه ها هم آمده بحذف باء تتره بر وزن قطره نيز كفتهاند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص258) 

توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص800) 
نيز لاغ و سخر بود.سوزنى گويد : ليكن نه بازگردم از شرم مردمان #تا در خور تماخره و تتربو شوم همدرين معنى نيز سوزنى گفته است: از مدح تو تماخره و زيج آورم#هرچند دورى از ره زيج و تماخره 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص113) 
تتربو (اسم) تتربوه. تتره. ظرافت. لاغ. مسخرگى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص695) 
تتربو و تتربوه بفتح اول و را و ضم باى موحده و واو مجهول،ظرافت و لاغ، سوزنى گويد: بيت ليكن نه باز گردم از شرم دشمنان كاندر خور تماخره و تتربو شوم و شهاب مهمره گويد: بيت گشت آنكه شد هميشه پى هزل و تتربوه از كه سبكتر ار چه گران بود همچو كوه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص409) 