شغا (اسم) شقا. شكا. تيردان. تركش. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1807) 
شغا [ coqā ]بالضم،تيردان يعنى تركش،و شگا،با كاف فارسى،نيز آمده،بلكه بقواعد فرس آن افصح است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص935) 
به فتح اول بر وزن غذا تركش و تيردان را گويند و آنجايى است كه تير در آن نهند و بر كمر بندند و به عربى جعبه خوانند و به ضم اول هم آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص572) 
"بضم شين و بفتح غين معجم و«شقا»بقاف و«شگا» بگاف بسه نقطه،تير دانست و عرب آن را«جعبه» گويد .فرخى گفت:بيت از نهيب كارزار خصم و روز نام و ننگ زو فلك در گردن آويزد شغا و نيم لنگ و امير معزى گفت:بيت اى سرافرازى كه از تاج شهان زيبد همى بر ميان بندگان تو شغا و نيم لنگ" 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص25) 
بالفتح تيردان و بعضى بضم شين نوشتهاند و شقا بقاف و شكا بكاف هر سه بمعنى تير دانست يعنى تركش كه بتازى جعبه كويند امير معزّى كفته اى سرافرازى كه از تاج شهان زيبد همى بر ميان بندكان تو شغاى و نيم لنك نيم لنك نيز تيردانست و كيش جعبه تير است فردوسى كفته بيفكند رستم شغا و كمان همه خيره كشته بر ايشان كيان 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص509) 
[اسم][فارسی]جعبه و تيردان و تركش. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[مصدر][عربی]شغت اسنانه شغا و شغوا(از باب نصر و سمع):مختلف شدند دندانهاى او در بلندى و كوتاهى و خروج و دخول. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[اسم][عربی]قطره قطره چكانيدن بول.و ناهموارى دندانها. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص2050) 
تيردان باشد.فرّخى گفت: بوقت كارزار خصم و[روز]نام و ننگ تو #فلك در گردن آويزد شغا و نيملنگ تو. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص2) 
تركش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص173) 