bookmark

معنای نيا

نيا

بالكسر،جد،نياكان جمع آن،فردوسى گويد: بيت نبيره كه خون نيارا نجست سزد گر نباشد نژادش درست و له: بيت بگنج نياكان نهاد آنچه خواست وز ان پس بيفزود يكماهه راست
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1436)
sourceLink

به كسر اول و ثانى به الف كشيده به معنى جد باشد مطلقا خواه پدر پدر و خواه پدر مادر و به معنى برادر مادر كه خالو باشد و برادر بزرگ هم به نظر آمده است و به معنى قدر و عظمت هر چيز هم هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص922)
sourceLink

بكسر اول بمعنى جد و نياكان جمع آنست كه بعربى اجداد كويند فردوسى كفته نبيره كه خون نيارا نجست سزد كر نباشد نژادش درست هم او كفته بكنج نياكان نهاد آنچه خواست و زان پس بيفزود يك‌ماهه راست و بابك پدر مادر را كويند و فرجد جد اعلى يعنى پدر پدر من كفته‌ام آه از اين غرزنان غرچۀ غر طبع كامده غر از نياى و بابك و فرجد كرچه هزاران طويله خر ولى امروز مرد هزاران طويله لعل و زبرجد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص726)
sourceLink

- پدر پدر و پدر مادر [2] مثالش استاد لبيبى گويد: شعر ز جودم جهانى پر آوازه شد روان نياكان بمن تازه شد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1385)
sourceLink

(اسم) پدر پدر و پدر مادر. به معنى جد مطلقا، خواه پدر پدر و خواه پدر مادر. جد. پدربزرگ. بابابزرگ. نياك. ج، نياكان. ¦¦عم. عمو. ¦¦برادر مادر. خالو. خال. دايى. ¦¦برادر بزرگ. برادر بزرگتر. ¦¦قدر و عظمت هرچيز. توانايى.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3078)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]جد و پدر پدر و پدر مادر.و خالو و برادر مادر.[جمع‏]نياگان. و برادر بزرگتر.و نيام و غلاف.و قدر و عظمت.و توانايى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3796)
sourceLink

پدر پدر باشد.فردوسى گفت: نبيره كه خشم آورد بر نيا #هم از ابلهى باشد و كيميا.
(
لغت فرس
, ص2)
sourceLink

جد و بزرگ؛نبيره :نبيسه.نظير هر دو خاقانى گفته است: نه بس مدت از تاجداران كنون#نبيره نه‌بينى نيائى نيابى
(
فرهنگ قواس
, ص98)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.