ترفنج [ tarfanj ]بفتح تا و فا و سكون نون،راه باريك و دشوار روز بهان بقلى گويد: بيت ره دوزخ خوش و نغز و وسيع است ره مينوست بس دشوار و ترفنج 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج1 , ص419) 
بر وزن شطرنج راه باريك و دشوار را گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص237) 
- [به راى مهمله و فاء بوزن زرسنج ] راه باريك و دشوار باشد در نسخۀ وفائى. مثالش شمس فخرى گويد: بيت ره مقصد بود نزديك و آسان نباشد دو رو بىسامان و ترفنج 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج1 , ص286) 
بر وزن شطرنج بمعنى باريك و دشوار است شيخ روزبهان فارسى كفته شعر ره دوزخ خوش و نغز و وسيع است رۀ مينو است بس دشوار و ترفنج 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص264) 
راه باريك و دشوار باشد.رودكى گفت: بيت راهى آسان و راست بگزين اى دوست دور شو از راه بيكرانه و ترفنج 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص51) 
[اسم] [فارسی] راه باريك و دشوار. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص853) 
راه باريك و دشوار باشد.رودكى گفت: راهى آسان و راست بگزين اى دوست #دور شو از راه بىكرانه و ترفنج . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص21) 
راه باريك و دشوار را گويند. [رودكى گفته است] راه آسان و راست بگزين اى دوست#دور شو از راه بيكرانه و ترفنج. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص34) 