bookmark

معنی آغاز

آغاز

ابتدا،و امر بابتدا كردن،و برين قياس آغازيدن،ابو الفرج گويد: مصراع محكم آغاز هر چه آغازى و در فرهنگ بمعنى صوت و صدا آورده،رودكى گويد: مصراع تو گفتى مگر تندر آغاز كرد ليكن درينجا همان معنى ابتدا و شروع مرادست،چه تند آغاز كرد يعنى رعد شروع كرد،يا مضاف محذوف است يعنى صدا آغاز كرد،و تا حمل بر معنى مقرر ممكن باشد بر معنى اختراعى كه جاى ديگر نيامده باشد درست نيست.
(
فرهنگ رشیدی
, ج1 , ص129)
sourceLink

با زاى نقطه‌دار بر وزن آواز به معنى صدا و ندا باشد و ابتداى كارها را نيز گويند و به معنى قصد و اراده هم آمده است و امر به اين معنى هم هست يعنى قصد كن و اراده نماى.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص35)
sourceLink

بمعنى ابتدا و امر بابتدا كردن و بر اين قياس آغازيدن و آغازيده و نياغازد ابو الفرج رونى كفته محكم آغاز هرچه آغازى و بمعنى صوت و صدا و استشهاد بشعر رودكى تو كفتى مكر تندر آغاز كرد يعنى تو كوئى مكر رعد شروع كرد و بمعنى قصد و شاهد شعر رودكى محل ايراد است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص104)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]ابتدا و شروع و اول و ورخش هر كارى.و اراده و عزم و قصد. و خواهش.و صدا و آواز.
(
فرهنگ نفیسی
, ج1 , ص34)
sourceLink

(اسم) بدائت (بدايت). بدء (بدو). ابتدا. ابتداء. فاتحه. مفتتح. شروع. سر. درآمد. صدر. مبدأ. اوّل. نخست. ازل. اصل. مقابل فرجام و انتها و انجام و بن و اَبَد.
(
لغت نامه دهخدا
, ج1 , ص45)
sourceLink

- بمعنى ابتدا باشد و بمعنى امر بابتدا كردن نيز آيد. چنانكه استاد ابو الفرج رونى گويد: بيت همه فرجامهات محمود است محكم آغاز هر چه آغازى
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج1 , ص46)
sourceLink

اول هر چه باشد.(ابو شكور گفت: [بيت] سرانجام آغاز اين نامه كرد جوان بود چون سى و سه ساله مرد و كسائى گفت:[بيت] گه كشتى بيامد پير نوساز(كذا) دگر گرد و نهاد ديگر آغاز)
(
صحاح الفرس
, ص121)
sourceLink

زمين كه نم باو فروشده باشد.هم عنصرى گويد: عقيق رنگ شد ست آن زمين ز بس كز خون#بروى دشت و بيابان فروشدست آغاز.
(
فرهنگ قواس
, ص33)
sourceLink

آغازكار

[صفت‏][فارسی‏]شروع كننده.
(
فرهنگ نفیسی
, ج1 , ص34)
sourceLink

ضرب المثل آغاز

دادند دو گوش و يك زبانت ز آغاز يعنى كه دو بشنو و يكى بيش نگو

(صائب)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص355)
sourceLink

دادند دو گوش و يك زبانت ز آغاز يعنى كه دو بشنو و يكى بيش مگو

(
فرهنگ عوام
, ص248)
sourceLink

چو در فرجام خواهد بد يكى كار هم از آغاز كار آيد پديدار.

ويس و رامين. رجوع به: سالى كه نكوست...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص646)
sourceLink

به آغاز گنج است و فرجام رنج - پس از رنج رفتن ز جاى سپنج

فردوسى. رجوع به: از مرگ خود...، شود.
(
امثال و حکم
, ج1 , ص375)
sourceLink

چو خواهد بد درخت راست بالا چو بر رويد شود ز آغاز پيدا.

ويس و رامين. رجوع به: سالى كه نكوست...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص640)
sourceLink

چه جویى همى زين سراى سپنج كه آغاز گنج است و فرجام رنج.

فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص674)
sourceLink

چنين است آغاز و انجام رزم يكى راست ماتم يكی راست بزم.

فردوسى. نظير: الحرب سجال. جنگ دو سر دارد.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص623)
sourceLink

(فردوسى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص285)
sourceLink

به آغاز اگر كار خود ننگرى - به فرجام ناچار كيفر برى

فردوسى. رجوع به: مرد آخرين بين مبارك...، شود.
(
امثال و حکم
, ج1 , ص374)
sourceLink

آب را حاضر كن،آنگه طعام را آغاز كن

ابتدا وسايل كار را آماده و سپس شروع بكار كن.همانند:اول چاه را بكن،بعد منار را بدزد.
(
فرهنگ عوام
, ص7)
sourceLink

هرچه آغاز ندارد نپذيرد انجام

(...ماجراى من و معشوق مرا پايان نيست...)حافظ
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص771)
sourceLink

عشق را آغاز هست،انجام نيست

(مطربان رفتند و صوفى در سماع...)سعدى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص543)
sourceLink

آغاز في الاصطلاح

آغاز

آغاز: مقابل پايان. احكام آن در باب‌هاى صلات، حج، جهاد، نكاح، لعان، اطعمه و اشربه و حدود به مناسبت آمده است. بردن نام خدا در آغاز كارها مستحب است.(1)آغاز به نماز نافله هنگام طلوع يا غروب خورشيد كراهت دارد.(2)اتمام حج و عمرۀ مستحبى با آغاز انجام مناسك آن واجب مى‌شود ( ← حج). آغاز طواف ( ← طواف) از ركن حجر الاسود ( ← حجر الاسود)(3)، و نيز شروع رمى جمرات ( ← رمى جمره) از جمرۀ اولى(4)و ابتداى به سعى ( ← سعى) از صفا مى‌باشد.(5)آغاز به جنگ در ماه‌هاى حرام ( ← ماه‌هاى حرام) جايز نيست ( ← جهاد). به قولى، در فرض تعدّد همسران، حق همخوابگى با شوهر در صورتى براى آنان ثابت مى‌شود كه شوهر با يكى از ايشان آغاز به همخوابى كند.(6) در لعان، مرد بايد پيش از زن، شروع به شهادت و لعن كند(7)( ← لعان). مستحب است ميزبان پيش از ميهمان، آغاز به خوردن كند.(8)گفتن «بسم اللّه» (9) و خوردن نمك در ابتداى خوردن غذا مستحب است.(10) در صورت ثبوت حدّ رجم به شهادت، ابتدا گواهان بايد پيش از ديگران، شروع به اجراى آن نمايند و در فرض ثبوت سبب رجم ( ← رجم) به اقرار شخص ( ← اقرار)، امام آغازگر خواهد بود.(11) (1) وسائل الشيعة 423/1. (2) جواهر الكلام 299/7. (3) 287/19. (4) 16/20. (5) 418/19. (6) 152/31. (7) 58/34. (8) 454/36. (9) 451. (10) 470. (11) 351/41-352.
(
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت
, ج1 , ص127)
sourceLink

آغاز سال تحصيلى

بِدايَةُ العامِ‌ الدِّراسيّ‌.
(
فرهنگ اصطلاحات روز
, ص74)
sourceLink

آغاز سال جديد

رَأسُ السَّنَةِ الجَديدةِ‌؛ (نوروز - النيروز).
(
فرهنگ اصطلاحات روز
, ص18)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.