bookmark

معنی بوم

بوم

بضم طايريست شوم،و بدينمعنى عربيست،و زمين غير آبادان،و ناكاشته ضد مرز،و تحقيق آنست كه بوم ميان زمين كاشته،و مرز كنارهاى آن چنانچه در لغت مرز بتفصيل بيايد،و پاكيزه بوم از جاى پاك،و از خاك پاكيزه،و در فرهنگ بمعنى سرشت،و خو گفته مستند بشعر سعدى: مصراع شنيدم كه مرديست پاكيزه بوم و درين تأمل است.
(
فرهنگ رشیدی
, ج1 , ص356)
sourceLink

به ضم اول و سكون ثانى بر وزن شوم جغد را گويند و آن پرنده‌ايست كه به نحوست اشتهار دارد و بعضى گويند بوم پرنده‌ايست از جنس جغد ليكن بسيار بزرگ و سر و گوش و چشمهاى او به گربه مى‌ماند و شبها شكار كند و روزها پرواز نتواند كرد مگر چند قدمى و بعضى گويند به اين معنى عربى است و زمين شيار نكرده را نيز گفته‌اند و جا و مقام و منزل و مأوا را هم گويند و به معنى سرشت و طبيعت نيز آمده است و به ضم اول و فتح ثانى به معنى باشم باشد كه از بودن است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص167)
sourceLink

بضم اول بمعنى جغد شوم مرقوم شد و ديكر بمعنى زمين غير آبادان و ناكاشته ضدّ مرز كه زمين كاشتۀ زراعت كرده را كويند و رشيدى كفته كه بوم زمين كاشته و مرز كنارهاى آنكه قدرى بلند كرده‌اند و اين بيت حكيم سنائى در حديقه شامل هر دو معنى است كه كفته شعر كشورى را كه عدل عام نديد بوم در بومش ايچ بام نديد و بمعنى سرشت و طبيعت نيز آمده چنانكه كويند پاكيزه بوم يعنى از خاك پاك و خوش سرشت چنانكه شيخ سعدى كفته شعر شنيدم كه مرديست پاكيزه بوم شناسا و رهبر در اقصاى روم و بضم اول و فتح ثانى بمعنى باشم باشد چنانكه كذشت
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص194)
sourceLink

بمعنى جايگاه و زمين باشد.فردوسى گفت: بيت دليرى نجوييد ازين مرز و بوم كه مردى نيايد ز مردان روم
(
صحاح الفرس
, ص217)
sourceLink

- مرغ مشهور از جنس جغد باشد - و ديگر جايگاه و زمين را گويند. و در تحفه گويد مرغيست شكارى كه بشب شكار كند و بروز نتواند پريد از آنكه هيچ نبيند و سر بزرگ دارد بسان گربه. و در رسالۀ ميرزا ابراهيم زمين شيار نكرده باشد كه ضد مرزست و جغد را نيز گويند. شمس فخرى بهر دو معنى گويد: شعر هست در حكم شيخ ابو اسحق هر چه آن نام بوم و بر دارد آن‌چنان گشت عدل او كه بروز پرده از پيش بوم بر دارد اما بمعنى مرغ مشهور عربيست و اكثر مؤلفان بفرس آورده‌اند - و در فرهنگ بمعنى طينت و سرشت نيز آورده و باين بيت شيخ سعدى متمسك شده: بيت شنيدم كه مرديست پاكيزه بوم شناسا و ره رو در اقصاى روم اما باين معنى جاى دگر بنظر نرسيده و مخصوص اوست و بخاطر اين ضعيف مى‌رسد كه بوم درين بيت بمعنى مولد و وطن اين كس باشد.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج1 , ص173)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]زمين شيار نكرده و ناكاشته-ضد مرز.و جا و مقام و مأوا و منزل.و شهر و بلد.و قلعه و حصار. كه قدرى بلند كرده باشند.و سرشت و طبيعت و خوى.و جائى كه در آن كسى بسلامتى زندگى مى‌كند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج1 , ص661)
sourceLink

زمين نارانده .
(
فرهنگ قواس
, ص33)
sourceLink

(عربى اسم) ← جغد. ¦¦
(اسم) سرزمين.كشور.|| زمين شيارنكرده و ناكاشته.مقابل مرز، كه زمين كاشتۀ زراعتكرده را گويند. || سرشت و طبيعت.|| زمينۀ آمادهشده اعم از پارچه و غيره كه بر روى آن نقاشى كنند.|| زمينۀ كتاب.زمينۀ كاغذ.|| متن. مقابل حاشيه.زمينۀ پارچۀ زردوزىشده. || (اصطلاح بنايى) گچ بوم گچِ نه شل و نه سفت سفت.|| گلولۀ خمير براى نان يا رشته و جز آن: دو تا بوم رشته بريد. -بوم طلا؛ زمينۀ طلاكارى پارچۀ زرىدوزىشده.معنى تركيبى آن زمين زرد و در قماشهاى زربفت و غيره، چيزى نقاشىكرده و كوفت تهنشاننموده كه زمين آن طلايى باشد. -بوم و بار؛ بوم و بر.سرزمين. -بوم و بر؛ سرزمين. -بوم و رست؛ مرز و بوم.سرزمين.
(
لغت نامه دهخدا
, ج1 , ص478)
sourceLink

بوم ( bum )و بومة

[اسم‏][عربی‏] جغد-مذكر و مؤنث در هر دو يكسان است.
(
فرهنگ نفیسی
, ج1 , ص662)
sourceLink

ضرب المثل بوم

باز را دست ملوك از همت عاليست جاى - جغد را بوم خراب از طبع دون شد مستكن

سنائى. رجوع به همت بلند دار...، و رجوع به آسان گردد بر آنچه همت بستى، شود.
(
امثال و حکم
, ج1 , ص361)
sourceLink

كسِ نيايد به زير سايه بوم ور هماى از جهان شود معدوم

(
فرهنگ عوام
, ص451)
sourceLink

(سعدى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص594)
sourceLink

چون به يك شهر دو كدخداى بود بوم ايشان نماند بپاى

(بديدم چو يكدل دو انديشه كرد ز هر دو برآورد ناگاه گرد چنان...) فردوسى. رجوع به: آب انبار شلوغ...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص658)
sourceLink

بوم از تربيت هزاردستان نشود

همانند:عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود.
(
فرهنگ عوام
, ص119)
sourceLink

بوم شوم است(مانند...)

بديمن است.بدقدم است.هميشه خبرهاى بد ميدهد يا تطير بد ميكند يا بقول عوام «نفوس بد ميزند»
(
فرهنگ عوام
, ص119)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.