bookmark

معنای ژكاره

ژكاره

بالفتح،لجوج و ستيزه‌كار،خسرو گويد: بيت چون روز پديد آسايش يابم زين علت مكروه ستمكار ژكاره
(
فرهنگ رشیدی
, ص789)
sourceLink

به فتح اول بر وزن هزاره مردم لجوج و گران و ستيزه‌كار و ستيهنده را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص475)
sourceLink

لجوج و گران و ستيهنده بود.خسروانى گفت: بيت تا روز پديد آيد و آسايش گيرد زين علت مكروه و ستمكار و ژكاره
(
صحاح الفرس
, ص279)
sourceLink

- [بوزن كناره] لجوج و ستيزه‌كار. مثالش استاد خسروى گويد: بيت چون روز پديد آيد آسايش يابم زين علت مكروه ستمكار ژكاره
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص706)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]مردم لجوج و سركش و ستيزه كار و ستيهيده و ستيزه‌جو و نافرمان و معاند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1808)
sourceLink

(صفت) لجوج. ستيهنده. كينهور. عنود. شوخ. چشمسفيد. خيرهچشم. يكدنده. يكپهلو. سمج. خودراى.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1613)
sourceLink

لجوج و ستيهنده بود.خسروانى گويد : چون روز پديد آيد آسايش يابم#زين علت مكروه و ستمكار و ژكاره
(
فرهنگ قواس
, ص108)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.