bookmark

معنی ربوخه

ربوخه

بالفتح و خاى معجمه،كسى كه بغايت لذت جماع برسد،منجيك گويد: بيت گه ربوخه گردد او بر پشت تو گه بزير او ربوخه خواهرت
(
فرهنگ رشیدی
, ص730)
sourceLink

به فتح اول و آخر كه خاى نقطه‌دار باشد و ثانى به واو رسيده خوش و خوشى را گويند عموما و خوشى و لذتى كه در مباشرت و مجامعت به هم رسد خصوصا و به اين معنى با زاى نقطه‌دار و جيم هم به نظر آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص419)
sourceLink

- [بفتح راء و خاى معجمه و ضم باى موحده] بمعنى رسيدن بغايت لذت جماع باشد . مثالش استاد منجيك گويد: بيت گه ربوخه كرد او بر پشت تو كه بزير او ربوخه خواهرت
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص635)
sourceLink

بفتح راء و خاء معجمه بمعنى كسى كه بغايت لذّت جماع برسد منجيك ترمدى كفته كه ربوخه كردد او بر پشت تو كه بزير او ربوخه خواهرت
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص406)
sourceLink

رسيدن باشد بغايت شهوت در مجامعت كردن و آن‌كس گويند:«ربوخه شد».منجيك گفت:[بيت] گه ربوخه گردد او بر پشت تو گه شود زيرش ربوخه خواهرت
(
صحاح الفرس
, ص278)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]خوشى و خوش آيندى.و خوشى و لذتى كه در وقت مجامعت بهم رسد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1627)
sourceLink

(اسم) خوشى و خوشآيندى عموماً. ¦¦تداول فارسى، خوشى و لذتى كه در وقت جماع دست دهد. حالت انزال و لذتى كه از نزديكى دست دهد.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1451)
sourceLink

هركه وقت جماع بشهوة رسد گويند ربوخه شد.لبيبى گفت: گه ربوخه گردد او بر پشتِ تو#گه شود زيرش ربوخه خواهرت. و عسجدى گفت: چون حيز طيره شد ز ميان ربوخه گفت#بر ريش خر بطان ريم اى خواجه عسجدى.
(
لغت فرس
, ص30)
sourceLink

خوشى و ذوق جماع بود.لبيبى گفته است:
(
فرهنگ قواس
, ص113)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.