bookmark

معنی توده

توده

بر وزن سوده تل و پشتۀ خاكستر و خرمن غله و امثال آن باشد و هر چيز كه بر بالاى هم ريزند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص254)
sourceLink

- در تحفه تل و پشته و خرمن غله و غيره نيز باشد. مثالش شيخ سعدى گويد بمعنى دوم: بيت يكى غله مرداد مه توده كرد ز تيمار آن خاطر آسوده كرد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص335)
sourceLink

بر وزن سوده بمعنى پشته و تل و خرمن غله و امثال آن و ريك بسيار كه بر بالاى هم ريزند سعدى راست يكى غله مرداد مه توده كرد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص282)
sourceLink

چيزى باشد كه آن را چون تلى سازند مانند خرمن جو و گندم و غير آن.فرخى گفت: بيت خيز تا گل چنيم و لاله چنيم پيش خسرو بريم[و]توده كنيم
(
صحاح الفرس
, ص271)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] تل و پشته و انبار و خرمن. و تپه و پشتۀ خاكستر و هر چيز روى هم انباشته
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص997)
sourceLink

(اسم) تل و پشته هر چيز كه بر بالاى هم ريزند. كوده. فراهمكردۀ چيزى يا چيزهايى به شكل خرمنى شبيه مخروطى: تودۀ خاك، تودۀ سنگ و غيره. ¦¦جِرم. ¦¦انبوه مردم. عامۀ خلق. گروه و جمعيت از مردم. اكثريت مردم. تودۀ كافور؛ تلى از كافور. ¦¦تن و سرين سفيد. تودههاى خاك؛ طبقات زمين. ¦¦هفت اقليم. ¦¦كالبدهاى آدمى.
(
لغت نامه دهخدا
, ص803)
sourceLink

پرچين .
(
فرهنگ قواس
, ص132)
sourceLink

توده‌هاى خاك

طبقات زمين و هفت اقليم و كالبدهاى آدمى
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص997)
sourceLink

توده توده

(صفت مرکب) پشتهپشته. تلتل. خرمنخرمن.
(
لغت نامه دهخدا
, ص803)
sourceLink

تودۀ خاك

تل خاك و تپۀ خاك
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص997)
sourceLink

ضرب المثل توده

اين خاك توده خانۀ پاداش و كيفر است

كافى بخارى. رجوع به از مكافات عمل...، شود.
(
امثال و حکم
, ص332)
sourceLink

توده في الاصطلاح

توده‌هاى مردم

جَماهيرُ الشَّعْبِ‌.
(
فرهنگ اصطلاحات روز
, ص45)
sourceLink

تودۀ خاك

كَوْمةُ التُّراب، رُكامٌ مِنْ‌ التُّراب.
(
فرهنگ اصطلاحات روز
, ص45)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.