bookmark

معنای مرز

مرز [ marz ] [ morz ]

[اسم‏][فارسی‏] سوراخ كون و مخرج پائينى از انسان و ديگر حيوانات.و نشستگاه.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3256)
sourceLink

كون را گويند.سوزنى گويد: برژنده بندسيم درست از بهاى مرز#بل تا كنند مرز درست تو ژنده ژند
(
فرهنگ قواس
, ص86)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.