bookmark

معنای كاليده

كاليده

بر وزن ماليده به معنى درهم شده و آميخته و آشفته و ژوليده گرديده و موى مادرزاد و گريخته باشد و چيزى را كه گرد و خاك بر آن نشسته باشد هم كاليده مى‌گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص703)
sourceLink

(صفت مفعولی) درهمشده و آميخته. آشفته و ژوليده. شوريده. مشوش. ¦¦گريخته. فرار كرده. ¦¦موهاى ژوليده و راست شده از ترس و هراس. ¦¦موى مادرزاد. ¦¦چيزى كه گرد و خاك بر آن نشسته باشد.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2227)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]مويهاى ژوليده و استيخ شدۀ از ترس و هراس.و هر چيز درهم شده و آميخته و آشفته شده.و هر چيز كه گرد و خاك بر آن نشسته باشد. ¦¦
[صفت‏][فارسی‏]موى‌هاى مادرزاد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2748)
sourceLink

موى درهم شده.
(
فرهنگ قواس
, ص79)
sourceLink

كاليده و كاليدن

بمعنى درهم شده و آشفته و ژوليده و درهم شدن و آشفته كشتن و كاليده ماضى آنست
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص567)
sourceLink

كاليده موى

(صفت مرکب) آشفته و ژوليدهموى.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2227)
sourceLink

موى كاليده

(صفت مفعولی مرکب) آشفتهموى. پريشانموى. كه موى ژوليده و پريشان دارد.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2866)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.