bookmark

معنای پوز

پوز

بواو مجهول و معروف،پيرامون دهن،مولوى گويد: بيت روى پنهان ميكند ز ايشان بروز تا سوى باغش نه بگشايند پوز
(
فرهنگ رشیدی
, ص359)
sourceLink

به ضم اول و سكون ثانى مجهول و زاى هوز پيرامون و گرداگرد دهان حيوانات باشد و ما بين لب و بينى را نيز گويند و به معنى ساق درخت هم آمده است و منقار مرغان را نيز گفته‌اند و با زاى فارسى هم درست است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص213)
sourceLink

بمعنى دهان است حكيم سنائى كفته شعر سعى او بازوى دليرانست سهم او پوزبند شيران است و آن را تپفوز نيز كويند ازرقى در صفت زمستان يخ‌بند كفته شعر بند پولاد بر دهان يابد آهوار بر شمر نهد تپفوز پوزبند بمنزلۀ لكام است و سابقا مرقوم شد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص239)
sourceLink

دو معنى دارد اول بتفوز بود يعنى پيرامون دهان و منقار.دوم ساق باشد
(
صحاح الفرس
, ص125)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]پيرامون.و گرداگرد دهان.و ما بين لب و بينى انسان و لب و بينى چارپايان.و منقار مرغان.و تنۀ درخت.
(
فرهنگ نفیسی
, ص749)
sourceLink

(اسم) ← پوزه. ¦¦
(فرانسوی اسم) پُز. مأخوذ از كلمۀ فرانسوى مصطلح در موسيقى. مكثى كه برابر يك ضرب باشد. ¦¦علامتى كه اين مكث را برساند.
(
لغت نامه دهخدا
, ص614)
sourceLink

همه پيرامن دهان باشد.رودكى گفت: سر فرو كردم ميان آبخور#از فرنج منش خشم آمد مگر.
(
لغت فرس
, ص21)
sourceLink

پيرامن دهان باشد.مهستى گفت: كيرِ آلوده بيارى و نهى در كسِ من#بوسه‌يى چند بتزوير دهى بر نسِ من.
(
لغت فرس
, ص62)
sourceLink

گرد لب.منجيك گفته است: امروز باز بوزت ايدون بتافته است#گوئى همين بدندان خواهى گرفت گوش
(
فرهنگ قواس
, ص81)
sourceLink

پوزبند

(اسم مرکب) ← پوزه‌بند.
(
لغت نامه دهخدا
, ص614)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]افسار مانندى كه بر پوز حيوانات بندند.
(
فرهنگ نفیسی
, ص749)
sourceLink

پوز تر كردن

(مصدر مرکب) دهان تر كردن. لب تر كردن.
(
لغت نامه دهخدا
, ص614)
sourceLink

ضرب المثل پوز

شدن گربه را بسته چنگال و پوز بُود موش را خرّمى شام و روز

(اديب نيشابورى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص507)
sourceLink

درياى محيط را كه پاك است، از پوز دهان سگ چه باك است

(
فرهنگ عوام
, ص262)
sourceLink

روباه پوزش به انگور نمى‌رسد مى‌گويد ترش است

همانند گربه دستش به گوشت نمى‌رسد مى‌گويد بو مى‌دهد.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص430)
sourceLink

شغال پوزش به انگور نرسيد گفت ترش است

همانند:گربه دستش به گوشت نرسيد گفت بوى گند مى‌دهد.
(
فرهنگ عوام
, ص380)
sourceLink

كى شود دريا به پوز سگ نجس

(...كى شود خورشيد از پُف مُنْطس )مولوى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص616)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.