وَ مٰا كٰانَ اَللّٰهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (آیه 33/سوره الأنفال) 
عَذَّبْتُهُ تَعْذِيباً : عاقبته، و الاسم " اَلْعَذَابُ " و أصله في كلام العرب الضرب ثم استعمل في كل عقوبة مؤلمة، و استعير للأمور الشاقة فقيل" السفر قطعة من اَلْعَذَابِ ". 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص117) 
وَ مٰا كُنّٰا مُعَذِّبِينَ حَتّٰى نَبْعَثَ رَسُولا (آیه 15/سوره الإسراء) 
عَذَاب: گرسنگى سخت و شديد. عَذَّبَهُ تَعْذِيباً: حبسش را در عذاب زياد كرد، در اصل معنى - عذاب - اختلاف شده است، بعضى گفتهاند معنى آن از عبارتى است كه مىگويند: عَذَبَ الرّجلُ: در وقتى كه كسى خور و خواب را ترك كند و او را - عَاذِبٌ و عَذُوبٌ - گويند. پس - تَعْذِيب - در اصل وادار نمودن انسانى است به اين كه گرسنگى بكشد و بيدار باشد. و نيز گفته شده: اصلش از - عَذْب - (شيرينى و گوارائى) است پس عَذَّبْتُهُ - گوارايى و شيرينى حياتش را از او دور كردم كه بر وزن - مرّضته و قذّيته: (بيمارش كردم و در چشمش خاشاك ريختم). و نيز گفته شده اصل - تَعْذِيب - زياد زدن با سر تازيانه است. بعضى از واژه شناسان گفتهاند: تعذيب - همان زدن است و يا از عبارت - ماءٌ عَذَبٌ - است وقتى كه در آب، خاك و گل و لاى باشد پس عَذَّبْتُهُ - به معنى اخير مثل عبارت: كدّرت عيشه و زلّقت حياته - است يعنى زندگيش را تار و حياتش را بىثبات و لغزان نمودم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص570) 
عذاب: عقوبت. شكنجه. طبرسى آنرا استمرار الم، زمخشرى كلّ الم فادح، راغب ايجاع شديد، جوهرى عقوبت، اقرب هر آنچه بر انسان دشوار است و او را از مرادش منع ميكند معنى كرده است راغب در اصل آن چند قول نقل كرده از جمله گفتهاند: اصل آن از عذب است عذّبته يعنى گوارائى زندگى را از او بردم مثل مرّضته و قذّرته كه بمعنى مرضش را و قذارتش را از بين بردم است. بقول بعضى اهل لغت تعذيب بمعنى ضرب است و بقولى آن از «ماء عذب» آب آلوده و كدر است، عَذَّبْتُهُ يعنى عيش او را كدر و آلوده كردم. . . بنظر نگارنده: اصل آن بمعنى منع است و عذاب را از آنجهت عذاب گويند كه از راحتى و آسايش منع ميكند و آنرا از بين ميبرد در صحاح و قاموس و اقرب الموارد منع را از جملۀ معانى عذب شمرده است در نهايه گفته: در حديث على عليه السّلام هست كه در موقع مشايعت عدهاى از لشكريان خويش فرمود: «أَعْذِبُوا عَنْ ذِكْرِ اَلنِّسَاءِ أَنْفُسَكُمْ فَإِنَّ ذَلِكُمْ يَكْسِرُكُمْ عَنْ اَلْغَزْوِ». يعنى خود را از يادآورى زنان منع كنيد چون آن شما را از جهاد باز ميدارد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص310) 
اَلْعَذَابُ: هو الإيجاع الشّديد، و قد عَذَّبَهُ تَعْذِيباً: أكثر حبسه فی العَذَابِو اختلف في أصله، فقال بعضهم: هو من قولهم: عَذَبَ الرّجلُ: إذا ترك المأكل و النّوم، فهو عَاذِبٌ و عَذُوبٌ، فَالتَّعْذِيبُ في الأصل هو حمل الإنسان أن يُعَذَّبَ، أي: يجوع و يسهر، و قيل: أصله من اَلْعَذْبِ، فَعَذَّبْتُهُ أي: أزلت عَذْبَ حياته على بناء مرّضته و قذّيته، و قيل: أصل اَلتَّعْذِيبِ إكثارُ الضّرب بِعَذَبَةِ السّوطِ، أي: طرفها، و قد قال بعض أهل اللّغة: اَلتَّعْذِيبُ هو الضّربُ، و قيل: هو من قولهم: ماءٌ عَذِبٌ إذا كان فيه قذى و كدر، فيكون عَذَّبْتُهُ كقولك: كدّرت عيشه، و زلّقت حياته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص554) 