غَايَرَ متفاوت بودن،فرق داشتن،مغاير بودن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص492) 
غَايَرَهُ با او مخالفت كرد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
در فروش به او اعتراض نمود ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
غير از او بود ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
با او داد و ستد و مبادله كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص635) 
عارضه بالبيع و بادَله 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص289) 
بادلهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خالفه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
عارضه في البيع ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كان غيرَهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص563) 
مغايرةً، و غيارًا:بادله 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص668) 
عارضه بالبيع و بادَلَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص42) 
در تعارض بودن(با كسى يا چيزى)،مغايرت داشتن، ناهمگون بودن(با چيزى)؛تغيير دادن،عوض كردن (چيزى،مثلاً:لباس را). ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
معارضه كردن، دهن به دهن شدن،سربهسر شدن(با كسى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص492) 
عَارضه بالبيع. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص14) 
عارَضَهُ بالبَيْعِ و بادَلَهُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج2 , ص188) 
غَايَرْتُهُ أَبو زيد: خَاوَصْته مُخاوَصةً و غَايَرْتُهُ مُغايَرَةً و قايَضْتُه مُقايَضةً كل هذا إِذا عارَضتْه بالبيع 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج7 , ص33) 
غايَرَهُ بسِلْعَةٍ مُغَايَرَةً عارَضَه بالبَيْع و بَادَلَه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص333) 
غَايَرَهُ مغايَرَة و غِيَارا عارضهُ بالبيع و بادلهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خالفهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كان غيرهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص82) 
غَايَرَ زيد أخاه بالسيارة بادله 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص555) 
غَايَرَ زيد أخاه بالرأي خالفه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص555) 
غايَرْتُه مُغايَرَةً قالَ أَبو زيْدٍ: خَاوَصْتُه مُخَاوَصَةً ، و غايَرْتُه مُغايَرَةً، و قَايَضْتُه مُقَايَضةً، كُلُّ هٰذا إِذا عَارَضْتَه بالبَيْعِ، هٰذا هُوَ الصَّحِيحُ في هٰذا الحَرْفِ، و قد نُقِلَ عن أَبِي عُبَيْدٍ مِثْلُ ذٰلِكَ، و صَحَّفَه المُصَنِّفُ تَبَعاً لابْنِ عَبّادٍ، فذَكَرَه أَيْضاً في «خرص» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج9 , ص278) 
غايَرْتُه بسِلْعَتي أي بادَلْتُه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج5 , ص126) 
غايره بالسِّلعة بادله بها ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خالفه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كان غيرَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص668) 
غَايَرْتُ الرجل بالبيع و بادلتُه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج2 , ص776) 
غَايَرَ بَيْنَ مبادله كردن،رد وبدل كردن(چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص492) 
غَايَرَ أداة استبدل بها غيرها أصلح منها أو أجدّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1070) 