تَضَادَّ تَنافى، أظْهَر تبايُنًا بارزًا و واضِحًا: «تَضادَّتْ ألْوان» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص874) 
تضاد،مغايرت،تقابل،تباين،ضد و نقيض بودن. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مخالف همديگر بودن،در تضاد بودن، متضاد بودن،ناسازگار بودن،با هم نساختن،با هم تغاير داشتن،ضد و نقيض هم بودن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص381) 
ضدد التضادّ : تضادَّ الشيئان:إِذا ضادَّ أحدهما الآخر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج6 , ص3907) 
تَضَادًّا تخالفا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص447) 
زيدٌ و سعدٌ قد تضادّا في العقيدة تخالفا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص440) 
تَضَادَّ الرجُلانِ آن دو مرد مخالف يكديگر شدند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص234) 
تَضَادَّا تضادّا تخالفا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص297) 
تضَادّ الأَمران كان أَحدهما ضِدَّ الآخر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص536) 