تَعَشَّقَ با تكلّف عشق ورزيد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
به او دل بست و عشق ورزيد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص239) 
تكلَّف العِشق 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص507) 
تكلَّفَ العِشْقَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص603) 
تَعَشَّقَها خواستن(زنى را)،اظهار عشق كردن، عشق ورزيدن(به زنى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص439) 
تَعَشَّقَهُ تَعَلَّق بهِ قلبُهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص507) 
بمعنى عشقهُ (التاج). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص716) 
عَشِقَهُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص500) 
العِشْقُ: فرط الحب، و قيل: هو عُجْب المحب بالمحبوب يكون في عَفاف الحُبّ و دَعارته; عَشِقَه يَعْشَقُه عِشْقاً و عَشَقاً و تَعَشَّقَهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج10 , ص251) 
تَكَلَّفَه ، نَقَله الجَوْهَرِيُّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بِمَعْنى عَشِقَه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج13 , ص334) 
تَكَلَّفَهُ ، و كسِكِّيتٍ : كثيرُه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج3 , ص359) 
تَعَشَّقَ فلانَةَ عَشِقَها. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص603) 
تَعَشَّق فلانٌ تكلَّف العِشق. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص557) 