اِنْتَقَلَ تنقّل،تجوّل، سافَر:«انتقل في سيَّارة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تغيَّر، تحوَّل:«اِنْتَقلت مِلكيَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تحوّل من شخص مسؤول إلى شخص مسؤول:«إنتقلت سُلْطة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
إنْتَشر بالعدوى من شخص مريض إلى شخص سليم:«إنْتقل مرض» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تحوَّل من مَكان إلى مكان، اِرْتَحَل:«اِنْتقَلت هذه الأُسْرة إلى الأَرْجنتين»،«اِنتقل إلى المدينة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
رَجع،آل إلى،صار،تحوَّل إلى: «بَيْت انتقلَ إلى فلان بالإرث» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1448) 
تحوّل من مكان إلى آخر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص949) 
نُقل خورْد،وَ نَقل كرْد،وَ بگشْت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص793) 
حمل شدن،جابهجا شدن،انتقال يافتن، انتقال داده شدن؛واگذار شدن،منتقل شدن، داده شدن؛ارسال شدن(از طريق راديو)؛تغيير يافتن(محل چيزى)؛تغيير جا دادن؛نقل و انتقال كردن،محل اقامت را تغيير دادن،به جاى ديگر نقل مكان كردن؛تغيير موضع دادن(نظ.)؛ اينسوى و آنسو گشتن؛سير كردن،هجرت كردن؛منتقل شدن(مأمور)؛ارسال شدن (كشتى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص711) 
يقال: انتَقَلَ سار سيراً سريعاً; قال الراجز: لو طَلَبونا وجَدُونا نَنْتَقِلْ ، مثلَ انْتِقَال نَفَرٍ على إِبِلْ و قد نَاقَلَ مُنَاقَلَةً و نِقَالاً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج11 , ص674) 
يقالُ: انْتَقَلَ سارَ سَيْراً سَريعاً، قالَ: لو طَلَبونا وجَدُونا نَنْتَقِلْ مثلَ انْتِقال نَفَرٍ على إبِلْ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج15 , ص753) 
تَحَوَّلَ وَ الاِسْمُ النُّقْلَةُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ج2 , ص623) 
نقل الانتقال : انتقل من موضع إِلى موضع. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج10 , ص6736) 
و فرسٌ و بعيرٌ مُناقِلٌ و مُنْتَقِلٌ ،و قد ناقَل مُناقَلة ،و انتقل انتقالاً إذا وضع رجليه مواضع يديه في السَّير; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص652) 
اِنْتَقَلْتُهُ نقلتهُ الى نفسي. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص478) 
اِنْتَقَلَ فلانٌ الى رَحْمَةِ اللّهِ اَو إلى رِضْوَانِهِ مات 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص834) 
فلانى به رحمت خدا رفت ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بدرود زندگى گفت ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص141) 
مات. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص478) 
إنْتَقَل إلى رَحْمَة اللّٰه أو إلى جِوار رَبِّه مات،تُوفّي 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1448) 
اِنْتَقَلَ زيدٌ من بيته إلى بيت آخر تحوّل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص769) 
اِنْتَقَل الى رَحْمَةِ اللّه به رحمت ايزدى پوست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص712) 
اِنْتَقَل الى جوارِ رَبِّهِ به جوار حق پيوست،به رحمت ايزدى پيوست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص712) 
اِنْتَقَلَ من مكانٍ الى آخر تحوَّل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص834) 
از جايى به جاى ديگر رفت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص141) 
تحوَّل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سار سيراً سريعاً كقولهِ «لو طَلَبونا وجَدُونا نَنْتَقِل» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص478) 
اِنْتَقَلَ الفرسُ و البعيرُ وضع رجليهِ مواضع يديهِ في السير (الاساس). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص478) 
انْتَقَلَ انْتِقالاً في الأساسِ: انْتَقَلَ انْتِقالاً: وضَعَ رِجْلَيْه مَواضِعَ يَدَيْه في السَّيْر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج15 , ص753) 
اِنْتَقَل بـ...اِلى تغيير دادن،منتقل كردن،انتقال دادن(چيزى را به...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص712) 
اِنْتَقَلَ من...الى منتقل شدن(از مالكى به مالكى ديگر)، تحويل شدن،واگذار شدن(از كسى به ديگرى)؛ تغيير جهت دادن،تغيير موضع دادن(مثلاً:از حمله به دفاع). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص712) 
اِنْتَقَلَ الفرسُ وضع رجليهِ مواضع يديهِ في السير 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص834) 
اسب هنگام راه پيمودن پاى خود را بر جاى دستهاى خود نهاد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص141) 
اِنْتَقَلَ من، عن ترك كردن(جايى را)، رفتن،عزيمت كردن(از جايى يا از موضوعى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص712) 
اِنْتَقَلَ الى سرايت كردن(بيمارى به...)؛ منتشر شدن،پخش شدن،شايع شدن(حرفى يا شايعهاى). ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
پيوستن،متوسل شدن(به كسى)؛روى آوردن(به چيزى در زمينهاى تازه)؛ برگشتن،دور زدن(ماشين به خيابانى ديگر). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص712) 
اِنْتَقَلَ فى گشتوگذار كردن،گشت زدن،بازرسى كردن (در چيزها يا در امورى يكى پس از ديگرى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص712) 
لا سَمِين فيَنْتَقِل أَي ينقُلُه الناسُ إلى بيوتِهِم فيأْكلُونَه، و يُرْوَى فينتقي و هو مَذْكورٌ في موْضِعِه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج15 , ص753) 