المتأخِّرات پسمانده،باقيمانده(از مبلغى كه بعدا بايد پرداخت). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص6) 
المُتَأَخِّرون محافظه كاران و مرتجعين 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص776) 
الأُدَباء و العُلَماء الَّذين ظهروا حديثًا،المُحْدَثون 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص12) 
متأخرين،معاصران:مؤلفان و نويسندگان و نظاير ايشان(مقابل متقدمان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص6) 
البُلْدَانُ الْمُتَأَخّرة كشورهاى عقب افتاده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص776) 
مُتَأَخِّرٌ عقب افتاده و كسي كه با زمان خود نبوده و دور از عقربۀ زمان خود باشد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
متضاد اين كلمه المُعَاصِر يا العَصْري يا المُتَقَدِّم است (امروزى و پيشرفته) ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
متخلّف ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اقتصاد و آبادى ناقص و نامنظم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص776) 
هو الذي لا يساير عصره في ثقافته و مدنيّته و ترك التقاليد و العادات الموروثة. و ضدّه المعاصر لزمانه او العصري 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص5) 
الَّذي يَحدثُ بعد فَوات أَوانه و مُضيّ وَقته ليُصبح عَديم الفائدة:«نَدَم مُتأَخِّر» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
متباطِئ النُّموّ:«نُضوج مُتأَخِّر» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الَّذي يحدث بعد وقته اليَوميّ المُعتاد و المألوف:«وَجْبة طَعام مُتأَخِّرة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بعيد عن بدايته،كاد ينتهي:«في ساعة متأخِّرة من اللَّيل» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الَّذي فات مَوْعِد تسديده: «دَفْعٌ مُتأَخِّر» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَبلغ تأَخَّرَ تَسْديدُه: «مُتأخِّر من أَجْر» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ضَعيف مُتخلِّف عن رِفاقه:«تلميذ مُتأَخِّر» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الَّذي يَصل بعد فوات مَوعِد أو وَقْت مُحدَّد:«وَصَل مُتأَخِّرًّا»،«إنَّه مُتأخِّر عشر دقائق»،«لن يجد المُتأَخِّرون مَقاعِدَ شاغِرةً» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مُتخلِّف،ذو مُسْتوى حضاريّ مُتدنٍّ،بَطيء التَّقدُّم:«شَعْب مُتأخِّر» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
متخلِّف عن عَصْره و زَمانه،غير مُسايِر الزَّمَن و التَّطوُّر،رجعيّ:«أَفْكارٌ مُتأخِّرة»، «كان متأخِّرًا في نظر الشّباب» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مُتخلِّف عَقْليًّا:«ولدٌ مُتأخِّر عَقْليًّا»، «مُؤسَّسة للمُتأخِّرين عَقْليًّا» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص12) 
پسافتاده،متأخر،ديرشده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص6) 
و المِئْخَار : اَلْمُتَأَخِّر ،و المِنكار:المتقدِّم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( کتاب الماء کتاب الماء (لغت نامه جامع پزشکی)
, ص50) 
ككَتِفٍ ، أَي الغائِبُ المُتَأَخِّرُ عن الخَيْرِ و عن تَحرِّي الحَقِّ ، أَو الأَرذَلُ ، أَو اللَّئِيمُ ، أَو البائِسُ الشَّقِيُّ يُريدُ نَفْسَهُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج7 , ص22) 
مُتَأخِّر عن ديرتر از،بعد از؛پشتِ(چيزى)؛معوقه؛عقبافتاده (كشور)؛كسى كه در عقب مانده يا در پى درنگ كرده،قصوركننده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص6) 