bookmark

معنای درة

درة [ darrat ]

بالفتح و راى مشدد و مخفف،درۀ كوه،و شكم و شكنبه،كسايى گويد: بيت درۀ من شدست از نعمت چون ز نخدان خصم پر غدره و در لغت آگنج مثال ديگر گذشت.
(
فرهنگ رشیدی
, ص661)
sourceLink

به فتح اول و تشديد ثانى شكنبه گوسفند و غيره باشد و گشادگى ميان دو كوه را نيز گويند و به تخفيف ثانى نيز همين معنى دارد و نام ولايتى هم هست از ملك بدخشان كه مردم آنجا به خوش صورتى مشهورند و انار خوب در آنجا مى‌شود و به ضم اول و تشديد ثانى پوستى چند باشد باريك كه برهم بدوزند يا بر هم ببافند و گناهكاران را بدان تنبيه سازند و گاه باشد كه دهل و نقاره را بدان نوازند و به معنى دليل و برهان هم آمده است و به كسر اول در عربى آلت ضرب زدن را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص379)
sourceLink

- [بفتح دال و راى مهمله] شكم و شكنبه باشد. مثالش استاد كسائى فرمايد: بيت درۀ من شدست از نعمت چون زنخدان خصم بر غدره و ديگر ميان دو كوه را گويند . مثالش خواجو گويد: بيت سيه گشته چشمش بر آهو بره بر آورده كبكان خروش از دره
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص571)
sourceLink

[اسم‏] [عربی‏] يك بار شير بسيار دادن پستان.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1479)
sourceLink

شكنبه.
(
فرهنگ قواس
, ص86)
sourceLink

اعلام

درة [ darrat ]

[د ر] شهرى ميان هرات و سگستان كه آخرين مرز كارگزارى هرات است و از «هرات» تا «أسفزار» سه [572] مرحله است. و از اسفزار تا دره دو مرحله و از دره تا سگستان هفت روز راه است.
(
ترجمه معجم البلدان
, ج2 , ص380)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.