bookmark

معنای خركش

خركش

به ضم كاف و سكون شين نقطه‌دار سرموزه را گويند و آن كفشى است كه بر بالاى موزه پوشند و در ماوراء النهر متعارفست و در عربى جرموق خوانند و جانورى هم هست خاكسترى رنگ و شبيه به جعل و بيشتر در قبرستانها مى‌باشد و كشندۀ خر را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص334)
sourceLink

بضم كاف تازى،سر موزه كه خاركش نيز گويند،و جانوركى است مانند جعل خاكسترى رنگ كه در گورستان باشد.
(
فرهنگ رشیدی
, ص586)
sourceLink

بضم كاف تازى سرموزه را كويند و آن كفشى است كه بر بالاى موزه پوشند و آن را خاركش نيز كويند و معرب سر موزه جرموغ است ديكر جانورى است خاكسترى رنك بيشتر در كورستان باشد و بتركيب جعل است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص340)
sourceLink

- يعنى كشندۀ خر و سر موزه كه خاركش نيز گويند و نيز نام جانورى كه مانند جعل و خاكستر رنگ باشد و در گورستانها بود.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص442)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] سر موزه و جرموق. و جانورى خاكسترى رنگ شبيه بجعل و بيشتر در گورستان باشد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1351)
sourceLink

سر موزه.
(
فرهنگ قواس
, ص156)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.