ارجمند با ميم بر وزن نقش بند به معنى عزيز و گرامى و صاحب قدر و مرتبه باشد چه ارج به معنى قدر و مرتبه و مند به معنى صاحب و خداوند است و دانا و دانشمند را هم گفتهاند و هر چيز قيمتى را نيز گويند و به معنى بىهمتا و غلبهكننده هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص54) 
- مركب از «ارج» كه قدر و قيمت است و «مند» كلمه ايست كه دلالت برداشتن كند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص29) 
دانا و قيمتى باشد.(سوزنى گفت: [بيت] بمدح و ثنا ارجمندى و خود را بمدح و ثناى تو با ارج كردم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص72) 
[صفت][فارسی]گرامى و صاحب قدر و عزيز و بزرگوار و شريف و خداوند مرتبه.و گرانبها و داراى قيمت و نفيس.و محبوب و معشوق.و جوانمرد و بلند همت.و سخى.و نجيب و اصيل.و نامور و نامدار.و دانا و هوشيار و خردمند. وا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص167) 
(صفت مرکب) مركب از ارجو مند، باارج. باارزش. صاحب قيمت. قيمتى. ¦¦ باقدر. صاحب قدر و منزلت. صاحب مرتبه. بزرگوار. ¦¦ درخور. سزاوار. ¦¦ بىنياز. غنى. ¦¦ باوقار. مُوقر. ¦¦ خرم. سرسبز. ¦¦ جوانمرد. بلندهمت. سخى. ¦¦ نجيب. اصيل. ¦¦ نامور. نامدار. ¦¦ دانا. هوشيار. خردمند. ¦¦ بىهمتا. ¦¦ غلبهكننده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص113) 
عزيز باشد؛نظير هر دو.نظامى گفته است: اگر پيشكارى كنى پيشه را#دهى ارجمندى خر بيشه را چو تازى فرس بدلگامى كند#خر مصريان را گرامى كند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص91) 
فرزند ارجمند اولاد نامدار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2540) 
ارجمند بانو -يعنى بانوى نجيب- نام خاص زنان است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص167) 