معنای آبشتنگاه

آبشتنگاه

به معنى آبشتگاه است كه محل نهفته شدن و خلوتخانه و متوضا باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص19)
sourceLink

- [بمد الف و كسر باء و سكون شين معجمه و نون و فتح تاء] متوضاء باشد. مثالش قريع الدهر گويد : بيت نه همى باز شناسند عبير از سرگين نه گلستان بشناسند ز آبشتنگاه و در تحفه آبشگاه نيز باين معنى آمده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص92)
sourceLink

(اسم مرکب) مبرز. مستراح.
(
لغت نامه دهخدا
, ص13)
sourceLink

خلاخانه بود.قريع الدهر گفت: نه همى بازشناسند عبير از سرگين #نه گلستان بشناسند ز آبشتنگاه.
(
لغت فرس
, ص174)
sourceLink

خلوت‌گاه بود.قريع الدهر گويد: نه همى بازشناسند عبير از سرگين#نه گلستان بشناسند از آبشتنگاه
(
فرهنگ قواس
, ص127)
sourceLink

ابشتنگاه

«خلاخانه»بود (يعنى) «متوضأ»و مبرزى كه خود را در آن پاك كنند.قريع الدهر گفت: بيت نه همى باز شناسند عبير از سرگين نه گلستان را بشناسند ز آبشتنگاه
(
صحاح الفرس
, ص261)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.