وسنى [ vosni ]بالفتح و كسر نون،چون دو زن يك شوى داشته باشد،هر كدام ديگر را وسنى باشد،كه انباغ نيز گويند،عسجدى گويد: بيت دوستانم همه مانندۀ وسنى شدهاند هم از انست كه با من نه درم ماند و نه زر و فخرى گويد: بيت از مراعات عدل تو برخاست دشمنى از ميانۀ وسنى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1461) 
به فتح اول و سكون ثانى و نون به تحتانى كشيده دو زن كه يك شوهر داشته باشند و هر يك مرديگرى را وسنى باشد و به ضم اول هم آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص938) 
- [بفتح واو و سكون سين مهمله و كسر نون] دوزن باشند كه يك شوهر داشته باشند هريك از آنان ديگرى را وسنى گويند [3]. مثالش حكيم عسجدى گويد: بيت دوستانم همه مانندۀ وسنى شدهاند همه زانست كه با من نه درم ماند و نه سيم 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1506) 
بفتح اول و كسر نون دو زن كه در خانه يك شوهر باشند چنانكه عسجدى كفته دوستانم همه ماننده وسنى شدهاند هم از آنست كه با من نه درم مانده نه زور 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص736) 
دو زن باشد يا بيشتر كه يك شوى دارند هر يك از ايشان وسنى آن ديگر است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص310) 
[اسم] [فارسی]دو زن داراى يك شوهر كه هر يك مر ديگرى را وسنى مىباشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3859) 
انباغ باشد.عسجدى گويد: دوستانم همه مانندۀ وسنى شدهاند#همه ز آنست كه با من نه درم مانده نه زر و بنانج نيز گويند.شهيد گفته است: همه نسازد با داغ عاشقى صبرش#چنان كجا بنسازد بنانج باز بنانج 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص101) 
وسنى (اسم) دو زن كه در خانۀ يك شوهر باشند. ←هوو. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3133) 